ariana

ariana

Wednesday, April 17, 2013

علت بدبختیهای افغانان

انجنیر فضل احمد افغان
علت بدبختیهای افغانان
جعلکاری،دروغګویی و فریبکاری می باشد

 
 
 
 
 
 
 
 
 
سه واقعیت تلخ فوق الذکر که عنوان قرار داده شده از خصایلی است که در حیوانات مشاهده نمیشود اما این خصایل  ناپسندیده و منفور که از نګاهء اسلامی و انسانی جدی منع و در جوامع بین المللی نیز  منفورترین و مردودترین خصایل بشری دانسته شده متأسفانه روز به روز جز کلتور و فرهنګ جوامع بشری شده و مخصوصآ در تار و پود جوامع افغانی در داخل و خارج چنان نفوذ نموده که نه تنها افغانها را بطرف بی اتفاقی بلکه به تباهی و بدبختیهای  غیر قابل تصور کشانیده.
مطلب من این نیست که اعمال غیر اسلامی  و انسانی فوق الذکر تنها در کشور عزیز ما صورت میګیرد نخیر حتی در کشور های متمدن و پیشرفته به انواع مختلف نیز صورت میګیرد یعنی طور مثال تولید کشور های چون چین،بنګلدیش،هند،مکسیکو،تایوان را وارد کشورهای خود نموده ولیبل ویا تاپه کشورهای  خود را بالای آن زده بنام تولید کشورهای خود بفروش میرسانند و یا در موقع محاسبه تکسها سیع میورزند که به نوع از انواع از پرداخت تکسها ګریز نمایند حتی به سویه کانګرسمنها و کمپنیهای بزرګ رشوه ستانیها صورت ګرفته و سیاستمدارانشان برای رسیدن اهداف سیاسی خود جعلکاریها،دروغګویها و فریبکاریها را نیز انجام میدهند چنانچه ما شاهد بودیم که قبل از حمله امریکا به عراق( ۲۰۰۳م) مقام عالی امریکا یعنی جنرال پاول که وزیر خارجه امریکا در زمان زعامت جورج دبلیو بوش بود برای تغیر ذهنیت جهان بطرفداری اضلاع متحده امریکا تصاویر جعلی حامل انتقال مواد شمیائی را در سازمان ملل متحد  نشاندادند و وثیقه حمله بر عراق را با دروغګویی و فریبکاری از ملل متحد حاصل و عراق را اشغال نمودند.
همچنان بعد از حملات غیر انسانی و غیر اسلامی تاریخ  ۱۱ سپتمبر در نیویارک و واشنګتن توسط تروریستان عربی که در امریکا تربیه و زیست میکردند بمنظور اشغال افغانستان چطور موضوع حمله را به طالبان که اعمالشان نیز غیر اسلامی و ضد مدمنیت بود ارتباط داده و بتاریخ ۷ آکتور ۲۰۰۱م بالای  افغانستان حملات نظامی خود را آغاز و سپس بعد از اشغال افغانستان بتاریخ ۱۱ آکتوبر فیصله شورای امنیت ملل متحد را حاصل و برای تغیر زهنیت جهان مخصوصآ ملت مظلوم افغان که هیچګاه عمل تروریستی را انجام نداده بود حملات نظامی و اشغال خود را به افغانستان با دروغګویی و فریبکاری قانونی توجیه نمودند.
بلی جعلکاریه،دروغګوییها و فریبکاریها جهان شمول است اما با تفاوت اینکه در جهان متمدن و مترقی آنچه صورت میګیرد به زودی از طریق منابع خبری افشاء و مراجع قانونی دستبکار شده زود ویا دیر مرتکبین از طریق مراجع قانونی به جزای اعمال خود میرسند و یا قبل از تصمیمګیری مراجع قانونی، شخص و یا مقام متهم، چنین اخلاق را دارند که به عمل غیر قانونی خود اعتراف و از مرجع مربوط عذرخواهی و به موضوع خاتمه میدهند چنانچه آقای جنرال پاول چندینبار در چنل سی ان ان به اشتباه <![if !vml]><![endif]>خود اعتراف کرد و  آقای اوباما رئیس جمهور امریکا نیز خودش در سفر اخیر آقای حامد کرزی به امریکا چنین اعتراف کرد "به باور من، نگرانی اساسی رئیس جمهور کرزی که واضح است که شما این نگرانی را مسقیمآ از زبان خود وی نیز خواهید شنید این است که مطمئن شویم که حاکمیت افغانستان مورد احترام قرار گیرد و اگر قرار باشد شماری از نیروهای ما پس از سال ۲۰۱۴م در افغانستان باقی بمانند، باید به دعوت حکومت افغانستان صورت گیرد و حکومت افغانستان باید با آن احساس راحتی و آرامش کند.( مقاله مؤرخ۱۸جنوری۲۰۱۳م اینجانب تحت عنوان "دست آورد ملاقات اوباما و کرزی چه بود" ).
جای تأسف اینست که در جوامع افغانی شخصیتهای دانشمند و عالم که لاف از قانونیت،انسانیت،اسلامیت  وعدالت میزنند بیشتر از انسانهای بی علم و بیدانش مرتکب اعمالی چون جعلکاریها،دروغکاریها وفریبکاریها میشوند و وقتی اسناد مؤثق و قانونی به رخشان کشیده میشود در عوض اینکه از اعمال خود شرمساری نموده و معذرت خواهی کنند برعکس با دیده درائی از خود دفاع و یا با عصبانیت از جواب دادن طفره رفته و قطع علایق میکنند.
اګر ما به ګذشته نزدیک مادروطن خود نظری اندازیم به ملاحظ میرسد که سه واقعیت غیر اسلامی و غیر اخلاقی فوق الذکر در سه دهه اخیر بصورت وسیع بشکل کشور شمول دامنګیر جوامع افغانی ما ګردیده و هر روز از طریق منابع خبری و یا قانونی از جعلکاریها،دروغګویها و فریبکاریهای مراجع مختلف یعنی از بالا ترین الی پائینترین مقامهای سه ګانه دولتی بشمول رهبران تنظیمی و حزبی میشنویم  و حتی میبینیم که برای پیروزیهای نامشروع خود با کلمات فریبنده بسیار محیلانه خود را در لباس و چهره های شخصیت متمدن صادق و یا مسلمان منزه از تمام ګناه ها در جوامع ما ظاهر با دروغګویی و فریبکاری از جعلکاری و خیانتهای خود و حتی از اعمال زد بشری و غیر اخلاقی خود با دیده درایی انکار میورزند.
از عوامل مهم مروج شدن چنین واقعیتهای تباه کن در مادروطن عزیز ما اینست که در سه دهه اخیر یک تعداد شخصیتهای کس و ناکس خود را به قدرتهای بیرونی فروخته و صاحب زور و زر ګردیده اند و امروز در سطح دولت مرکزی،ولایات، ولسوالیها و قریه جات قرار ګرفته هر آنچه را آنها خودشان و یا بادارنشان میخواهند با استفاده از زور و زر،جعلکاریها،فریبکاریها و دروغګویها با بلند نمودن شعارهای دروغین اسلامی و فریاد از آزادی و دیموکراسی خود را بحیث شخصیتهای  ملی و وطندوست مشروعیت بخشیده و بحیث یګانه ناجی ملت و کشور از بدبختیهای دامنګیر معرفی و برای تداوم قدرت خود و بادران بیرونی شان عمل می نمایند.
ما در دوازده سال ګذشته از جعلکاریها در قانون اساسی الی انتخابات مقام ریاست جمهوری،نماینده ګان ولسی جرګه،شورا های ولایتی،ترتیب قباله های جعلی برای غصب ملکیتهای دولتی و شخصی،رشوه ستانیها و غیره وغیر که بر مبنای دروغګویها برای فریب ملت صورت ګرفته میباشیم.
همچنان در اکثر جوامع افغانی خارج از مادروطن عزیز ما افغانستان که ملیونها خواهر و برادر افغان ما بنابر جبر زمان ترک مادروطن نموده اند و در جوامع فاقد فرهنګ،کلتور و عنعنات اجتماعی افغانی زیست میکنند نسبت نبود مراکز اجتماعی و کلتوری که جوابګوی تمام نیازمندیهای جوامع افغانی باشد و نسلهای جوان ما بتوانند هویت اصیل افغانی خود را حفظ و در کشورهای مقیم به افتخار و سربلندی خود را بحیث افغان معرفی و برای کشور مقیم و مادروطن آبای و اجدادی خود مثمر ثمری باشند ندارند و اګر سیع و تلاش هم بعمل آمده که چنین مرکزی یا اتحادیه ای  ایجاد شود یک تعداد بنابر خود خواهی های شخصی،جنون به ګرفتن ریاست مرکز(اتحادیه) و یا روابط با احزاب و تنظیمهای وقت و امروزی در داخل افغانستان برای پیشبرد مرامهای غیر ملی آنها تلاش نموده اند که با جعلکاری،دروغګویی و فریبکاری قدرت را از جوامع خود غصب و برای منافع خود و یا بادارانشان با خاک زدن به چشمان یک تعداد از هم میهنان پاک،صادق و خوشباور قدرت و صلاحیت تصمیمګیری بالای سرنوشت افغانان را منحصر به فرد و یا یک ګروپ مشخص نموده اند، ګاهی بنام اسلام و ګاهی به این نام و یا آن نام دیګر افغانها را فریب و نسلهای امروزی و فردا را نه تنها محروم از آموزش اسلام واقعی و فرهنګی افغانی نموده اند بلکه افغانها را متفرق و نمیخواهند خواهران و برادران افغان باهم متحد و برای جامعه خود مثمر باشند.
طور مثال اتحادیه افغانهای مقیم در برتش کولمبیا که من نیز افتخار عضویت مؤسس انرا با انتخاب شدنم در سه جرګه دارم بیست وچهار سال قبل با یک عشق و علاقه خاصی برای نسلهای جوان همان زمان و نسلهای بعدی ایجاد شد اما متأسفانه عده ای از شخصیتهای مضر که منافع خود شان مهمتر نسبت به منافع افغانها بود قبل از راجستر شدن اتحادیه به منظور رسیدن اهداف پلید خود در پشت پرده قسمت از اساسنامه را تحریف و حتی عده ای از اعضاهء مؤسس اتحادیه را که با رای آزاد از طرف افغانهای مقیم در جرګه ها انتخاب شده بودند با جعلکاری بصورت مخفی در دوائیر دولتی از حق مشروع شان محروم و برای فریب فامیلهای شان با دروغګویی ها و فریبکاریها در محفلی از آنها یاد بود نموده و برای شان جوایز نیز اهدا ګردید و نیز باید متذکر شد که در سال ۲۰۰۳م بنابر توطیه دیګری که من خوشبختانه در آن اشتراک نداشتم اساسنامه را تعدیل و حتی پلان داشتند که نام افغان را نیز از اساسنامه حذف نمایند که خوشبختانه در اثر مداخله مستقیم من اقدام غیر ملی شان در نطفه خنثا ګردید اما با تأسف در غیاب من موضوعات فرهنګی افغانی ما را که عبارت از آموزش زبانهای ملی افغانستان،معرفی فرهنګ و کلتور افغانی به جامعه کانادای و بالاخره حفظ هویت ملی افغانی ما بود از اساسنامه حذف و اساسنامه را بنام به اصطلاح  عام المنفعه برای اعمار یک مسجد و تدریس دین مقدس اسلام  و کمکهای بشری بود نامګذاری و راجستر نمودند و من مخالفت جدی خود را به ارتباط حذف نمودن موضوعات فرهنګی و کلتوری از اساسنامه در جرګه و همچنان کتبی به اتحادیه اظهار داشتم اما متأسفانه ګوش شنوا نبود و حتی در طول ده سال آرزوی عالی اعمار یک مسجد آبرومند نیز بنابر بیعلاقګی خواهران و برادران افغان ما به اتحادیه برآورده نشد.یعنی جعلکاریها،دروغګویها و فریبکاریهای عده ای محدود از مسؤلین اتحادیه که منافع خودشان مهمتر از منافع افغانها بود افغانها را متفرق و از سهمګیری فعال به فعالیتهای اتحادیه بی علاقه ساختند.
قابل تذکر استکه من خوشبختانه از طریق وکیل قانونی خود با بدست آوردن اسناد مؤثق از مراجع قانونی ایالت برتش کولمبیا برای اثبات جعلکاری،دروغګویی و فریبکاری عده ای از هموطنان خود در ایالت برتش کولمبیا مبارزه عادلانه خود را از آغاز سال ۲۰۱۲م شروع کرده ام و عنوان "جعلکاری،دروغګویی و فریبکاری" را در این مقاله بخاطری انتخاب نمودم که وکیل قانونی من بعد از بدست آوردن اسناد و شنیدن داستان غم انګیز اتحادیه ما برایم بیان داشتکه آقای احمد "اتحادیه شما با جعلکاری آغاز،با دروغګویی و فریبکاریها خاتمه یافته و دوام دارد" بنآء ګفتار وکیل بالایم تأثیر عمیق نموده و من را به قضایایی مهمتر یعنی آنچه در مادروطنم در دوازده سال اخیر ګذشته متوجه ساخت لهذا خواستم  تحت عنوان فوق قضایا و عوامل سوختن مادروطن عزیزم در آتش جنګ و بیعدالتیها را بررسی و با هموطنان عزیز شریک سازم.
در ارتباط به جامعه افغانی ما در ایالت برتش کولمبیا امیدوارم  آنهایکه در بیست و سه سال ګذشته در چهره های مختلف افغانهای مقیم برتش کولمبیا را با جعلکاری و دروغګوی فریب داده اند قبل از اینکه من طبق وعده قبلی اسناد را در فرصت مناسب در یک اجتماع بزرګ افغانی افشاء نمایم خود شان بنا برمسؤلیت وجدانی،اخلاقی،ملی واسلامی همه افغانها را در یک صالون بزرګ دعوت و به جعلکاریها،دروغګویها و فریبکاریهای خود اعتراف و از همه افغانها مخصوصآ از انهایکه حق شان تلف ګردیده معذرت بخواهند و اساسنامه فعلی را به اساسنامه ای تعدیل نمایند که تمام نیازمندیهای افغانهای امروزی و فردا را برای حفظ هویت افغانی شان در بر داشته باشد.
با عرایض و تذکرات فوق متذکر میشوم که تا در مادروطن عزیز ما نیز روحیه و اخلاق اعتراف به ګناه و عذرخواهی ایجاد نشود و ګنهکاران اګر مسلمان اند از خاطر خداوند(ج) و مقدسات و اګر عشق بوطن دارند بخاطر نجات مادروطن از بدبختیهای دامنګیر مطابق هدایات دین مقدس اسلام و مکلفیتهای اخلاقی،وجدانی،اسلامی و ملی از اعمال ناشایسته خود در سی و پنجسال ګذشته در مقابل ملت عذرخواهی نکنند و یا در صورت انکار از عذر خواهی و طلب عفوه از ملت،از طریق مراجع قانونی با صلاحیت داخلی و بین المللی عدالت انتقالی که در کانفرانس بن(۲۰۰۱م) بر آن تأکید ګردیده عملی نشود ما ملت افغان خوشبختی را نخواهیم دید ولذت آزادی و دیموکراسی واقعی را نخواهم چشید.خداوند به ملت افغان رهنمای و کمک کند
کانادا:۱۶ اپریل۲۰۱۳
پایان