ariana

ariana

Saturday, April 27, 2013

دوستم و (پیروزی)هشت ثور مجاهدین

امان معاشرخبرنگارآزاد
" اگر من در مقابل داکتر نجیب پرچم عصیان بلند نمی کردم ، تحقق یافتن انقلاب اسلامی حتی مورد بحث هم شده نمی توانست واگر من حمایت خود راازداکتر نجیب ادامه میدادم، فکرانقلاب اسلامی بیشترازیک خیال چیزی دیگری نمی بود"   دوستم
 


 







 
 جناب جنرال نبی عظیمی در جواب سوال برایم گفته اند:
"اردوی افغانستان در سال های حاکمیت سیاسی حزب دیموکراتیک خلق افغانستان از برکت دوستی با کشور شورا ها با پیشرفته ترین اسلحه وتخنیک و تجهیزات جنگی مجهز بود و توانایی آن را داشت که چه در برابر حملات زمینی و چه دربرابر تجاوز برحریم فضایی کشور بایستد و حملات نه تنها دشمنان داخلی را دفع و طرد نماید؛ بلکه توانایی دفاع از تمامیت ارضی ، استقلال و منافع ملی کشور را دارا باشد. آن اردو دارای برجسته ترین ، آگاه ترین و وطنپرست ترین قوماندانان، افسران متخصص و ماهر در رشته ها و مسلک های گوناگون نظامی، پیلوتان و تخنیکران برجسته ی بود که بیشترین آنان در اتحاد شوروی وقت تحصیل کرده و در طول سالیان دراز جنگ از تجارب گرانبهایی در مسلک شان برخوردار  بودند. به همین سان ، تزریق نمودن روحیه پیکار وانگیزه بخشیدن به دفاع از کشور برای سربازان و افسران ارتش نه تنها کار بی امان ریاست عمومی سیاسی اردو بود؛ بل وظیفه تأخیر ناپذیر رهبری کشور، اعضای حزب و کادر های قوماندانی نیز شمرده می شد. این گفته ها را روحیه عالی رزمی و توانایی و مهارت نظامی و مسلکی و تفوق اسلحه وتخنیک جنگی اردوی ما در سال های دفاع مستقلانه به ویژه در جنگ جلال آباد به اثبات رسانید"
با چنین امکانات نظامی که اقای نبی عظیمی در رابطه به قدرت منظم نظامی دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان  اظهار داشتند ، مشاوران و نزدیکان مرحوم داکتر نجیب الله بنا بر دسایس بیرونی در پی خنثی کردن وظیفه ی جنرال دوستم در شمال کشورشده بودند.به ویژه انهایکه نظرات فاشیستی داشتند؛در پی کناره ساختن جنرال عبدالرشید دوستم از وظیفه ی نظامی گردیده بودند. رییس امنیت ولایت بلخ با جنرال اسک در مزار شریف نیز میخواستند با دسیسه یی انرا بر کنار نمایند.  جنرال دوستم با همکاری  برخی از جنرالهای نامی اش به وسیله اردو یی که زیر فرمانش بود با پشتبانی هوا داران  میلیونی اش  دسیسه بافان را بیچاره ساخت و این امر باعث گردید که دولت نجیب الله در همه جا سقود کند.

یاوز سلیم نویسنده ی کتاب افغانستان و دوستم مینویسد:جنرال دوستم  در دلو 1370 طی نشست وسیع از روشنفکران در هوتل شهرداری شبرغان پروگرام های آینده خود را مبارزه با دولت داکتر نجیب در آن جلسه اعلام داشت و کمیسیون جهت اجرات امور اداری فرهنگی اجتماعی در ولایت جوزجان و قیام در مقابل نظام داکتر نجیب الله با عضویت: جنرال عبدالمجید ایشچی ، انجینیر احمد،عبدالرحیم فرزام،جنرال عبدالحی جنرال نبی ظفر جنرال نادر علی و رییس عمر بای رییس شورای موسیفیدان ولایت جوزجان ایجاد نمود.و یک نامه یی توضیحی از قیام جوزجان عنوانی اهالی بلخ به مزار شریف ارسال نمود و این نامه در حقیقت التماتوم به جمعه اسک و تاج محمد رییس امنیت بود. و از مردم بلخ تقاضا گردیده بود به قیام جوزجان همکاری نمایند.ودر اواخر ماه دلو مزار شریف را در کنترول خود در آورد. دوستم با احمد شاه مسعود تماس گرفته از او نیز خواهش کرد و گفت: ( در مقابل داکتر نجیب می جنگم ولی نیروی هوایی نجیب خیلی خوب است ، حتمآ ما را مورد بمیاردمان قرار خواهد داد.. تو هم بیا در کنار من باش و یا حد اقل تو هم حمله کن . بطور مثال در بدخشان افراد من هستند . فوزی در همانجاست..با او هماهنگی ایجاد کنی ، تو آنجا را مورد حمله قرار بده تا بمباردمان هوایی تنها به یک نقطه متمرکز نشود و به هر سو تقسیم شود اما متاسفانه که امروز باید بگویم احمد شاه مسعود به وعده که به من داده بود وفا نکرد و و مرا را تنها گذاشت.)بخاطر تصرف کابل جلسه ی در منزل سید منصور نادری به پشنهاد دوستم دایر شد در آنجا یک شورای نظامی تشکیل شد و جنرال دوستم به صفت رییس این شورا انتخاب گردید پس از آن شورای نظامی دیگری به خاطر تمام شمال تشکیل یافت که آنرا شورای نظامی شمال نام گذاشتند و رییس این شورا نیز جنرال دوستم تعیین شدو اعضای آن حاجی مصعب ، جمعت علم خان جمعه خان همدرد از حزب اسلامی عبدالواحد از حرکت اسلامی و همچنان رسول پهلوان، غفار پهلوان، سید جعفر نادری، عبدالمجید روزی و جنرال هلال به حیث اعضای شورای عالی و شورای نظامی انتخاب گردیدند.ُیک قطعه هفتصد نفری به قوماندانی جنرال مجید روزی به کابل سوق گردید مقصد آن مانع شدن یغما و چپاول شهریان کابل از دست گلبدین و مجاهدین بود. جلسه ی دیگر درجبل سراج بنام جلسه "شورای عالی جهادی افغانستان"که در آن در حدود دو صد تن از قوماندانان اشتراک داشتند تشکیل یافت. .یاوز سلیم از گفته ی جنرال دوستم می نویسد: "نوبت انتخاب رییس در این شورا رسیده بود احمد شاه مسعود در کنار من نشسته بود من هم در این میان فکر میکردم به ریاست دو شورای جدا گانه انتخاب شده بودم نمی شد که به ریاست این شورا هم انتخاب شوم .من خودم احمد شاه مسعود را به عنوان رییس پشنهاد کردم پشنهادم پذرفته شد استاد مزاری رهبر حزب وحدت به حیث معاون در امور سیاسی و من به حیث معاون در امور نظامی مناطق شمال پشنهاد شدم."

 مجاهدین احزاب مختلف با امدن به شهر در کوچه های کابل به یغما گری و چپاول گری بزرگ دست زدند که در طورل تاریخ بی مانند بود. بلاخره در اثر میانجی بوتروس گاللی سرمنشی ملل متحد و بنین سیوان نمایده خاص سرمنشی ملل متحد در افغانستان که دروان حاکمیت داکتر نجیب با موافقه انها در پلان تشکیل حکومت موفت و انتقال قدرت بودند به تاریخ 27 اپریل یک شورای مؤقت تاسیس نمودند  در این شورای پنجاه نفری صبغت الله مجددی به حیث رییس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان برای دو ماه گلبدین حکمتیار به حیث صدر اعظم و احمد شاه مسعود به صفت وزیر دفاع تعیین شدند. وبعدآ آنرا پیروزی هشت ثور مجاهدین نام گذاشتند.  چگونه محترم مجددی  و همراهانش بعد ار هشت ثور در کابل تشریف اورده و بر تخت نشسته و امروز انرا پیروزی مجاهدین میگویند؟.
در گروپ بزرگی از مجاهدین فاتح که بیرق پیروزی مجاهدین را در دست داشتند همراه با صبغت الله مجددی داخل شهر کابل شده بودند، مجاهیدی  خود را حاجی یعقوب از مجاهدین محاذ ملی معرفی نموده و خود را همرزمان پیر مجددی میدانست گفت: "من چهارده سال جهاد کردم و بعد از ظفر با افتخار بیرق را بدست گرفته با دادن شعار های پیروزی و صدای الله اکبر داخل کابل شدیم ما را عساکر دوستم در یک حویلی بزرگ جابجا کردند بیرق ظفر ما هم در یک کنج خانه گذاشته شد، بعد از دو روز احساس کردم که ما پیروز نشده ایم ما را تسلیم نموده اند. دوستم اجازه ی داخل شدن ما را در شهر کابل داده است وبس. مثل اسیر بودم بعد از دو روز با استفاده از زبان اوزبیکی از قید عساکردوستم رها شدم و دوباره نام پیروزی مجاهدین را نمی خواهم بگیرم.).
صبغت الله مجمددی اولین رئیس جمهورمجاهدین برای جنرال دوستم القاب مجاهد کبیر و رتبه ستر جنرال را بخشید. استاد برهان الدین ربانی دومین رئیس جمهور مجاهدین جنرال دوستم را خالد بن ولید و پسر خود خواند و  محترم حامد کرزی در یکی از دیدارش با جنرال دوستم گفت: "جنرال صاحب دوستم فرزند افغانستان است، در حقیت وسیله ی وحدت مردم افغانستان شدند،کلان قومی است،یک مشر است،به صفت یک کلان قوم یک مشر، جنرال صاحب معلوم است،تثبیت است، او ره نه حکومت تغییر داده میتانه ،اوره نه افراد تغییر داده میتانه،هیچ چیز اوره تغییر داده نمیتانه،در همه جا تثبیت است،بدین لحاظ دوستم از مردم افغانستان است،در مقام رهبریت قرار دارد،درمقام عزت قرار دارد،درمقام ابرو قرار دارد،همی جنرال صاحب دوستم خود شان مقام استند،شما خبر دارین دوستم ره در جنوب و غرب مردم دوستم نمیگه، مقام رستمی داره."
ازینکه مجاهدین بعد از چهارده سال جنگ و زندگی در غار های کوه و آواره در کشور های بیگانه دو باره  به شهر و وطن و کاشانه خود برگشتند لازم است از جنرال دوستم قدر شناسی نموده وفا دار به القاب های رهبران خود شده به حیث قهرمان خویش حساب و از ان در سقوط دولت وقت  منت گذار باشند.
 
با تاسف چندی قبل استاد سیاف به رئیس جمهور اقای کرزی گفته است: دوستم را خنثی کن ورنه افغانستان باردیگر به خاک وخون مالیده خواهد شد.
درحالیکه استاد سیاف و محترم کرزی خوب میداند که"عین این جمله به وسیلۀ مشاوران ونزدیکان دکترنجیب الله دربیست سال پیش گفته شده بود.بعد ازسرنگونی دکترنجیب الله، نزدیکان احمد شاه مسعود نیز، دوستم را به چشم اشباح می دیدند. درعمل آن چه دیده شد، سقوط دولت هایی بود که حمایت دوستم را از دست داده بودند. نباید فراموش کرد که طی بیست سال اخیر، رویگردانی دوستم از دونظام حکومتی ( حکومت نجیب واستاد ربانی) باعث سرنگونی هردونظام شده است. درادبیات سیاسی غربی از دوستم به نام «جنرال پادشاه ساز» نام برده شده است. آیا خطریک دورۀ «پادشاه سازی» دیگرفرارسیده است؟"
طالبان از نظر دوستم و هوا دارنش!
چندی قبل "جنرال دوستم باردیگر سخن هشت سال قبل خود را درمورد امحای کامل طالبان مکرر کرده است. وی اظهارداشته که شمار نیروهای پیکارگر طالبان حداکثر به 9000 نفر می رسد وختم کردن غائله طالبان حد اکثر یک سال وقتی را دربرمی گیرد. وی ده سال قبل، میعاد نابودی دسته های طالبان را شش ماه اعلام کرده بود. دوستم درآن زمان گفته بود اگر بیست هزار رزمندۀ جنگی تحت فرمان داشته باشد، جمع کردن بساط طالبان کار نا ممکن نیست.
موضوع جدید درسخنان جنرال دوستم این است که وی پیش بینی کرده با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، حکومت کابل نیز سرنگون خواهد شد. وی نگفته است که به وسیلۀ کدام نیروی مخالف ( طالب یا اپوزیسیون؟) ساقط خواهد شد."
در مصاحبه ی که با یکی از هوا داران جنرال دوستم که جنگ دیده و مبارز بیدار بود ، در حوادث سی ساله کشور از آزمون زمان به پختگی رسید، داشتم که قسمتی ازآنرا جهت دریافت حقایق دو باره اینجا تذکار دهم:
(سوال:شریف اکه شما تجارب زیاد از جنگ دارید. نیروی طالبان را در شرایط فعلی دربرابر موجودیت قوای آیساف وناتو با تجهیزات مدرن ومجهز و سایط نظامی در افغانستان چه ارزیابی می کنید؟
جواب:امان جان! نیروی طالبان به کمک دولت و تبلیغ رسانه ها در جهان آوازه کشیده است. در حقیقت کدام نیرو نیست. مردم از آنها بیزار استند به خصوص برادران پشتون مااز دست آنها عذاب کشیدند. بیاد دارم سال قبل یکی از همراهان ما که نیاز بیشتر به پول داشت و مجبور به تنظیم درقطعه های امنیتی خصوصی کابل شد،. قرار گفته او آنها وظیفه گرفتند که هر روز قطار را از کابل به قندهار برسانند. اما در راه قندهار با طالبان معامله میشد وهر روز یک اندازه مبلغی به طالبان داده میشد تا قطار بدون اسیب از آن منطقه بگذرد . خال  اطلاع می یابد که طالب در آن محل چند نفراست بخاطر گرفتن پول به سر راه قطار می آیند و دایمی در آنجا نیستند. از آنها مردم محل هم نا راحت استند. خال به تنهای شب در کمین آنها میرود یکتن از طالب را کشته و دومی آنرا نیم جان تا لب سرک می کشدکه از او دولت اقرار بگیرد، و فردای آنروز خال منتظر مکافات میشودکه منطقه را از طالب پاک کرده است. اما برعکس خال پانزده روز مورد پرسش و تحقیق دولت قرار گرفته بعد از وظیفه سبکدوش میشود ."
چنین گفت کای جوشن کارزار - بر آسودی از چنگ یک روزگار
کنون کار پیش آمدت سخت باش - بهر کار پیرامن بخت باش
این بیت والاگهر از زبان شیوای فردوسی سخنور نادری جهان است که در گوش امیر تیمور طنین انداخت ،او نتوانست آرام بگیرد، هفت سال بدون رزم و پیکار روزگار بسر برده واز شمشیر وجوشن کارنمیگرفت.،ودوباره باوسایل جنگی خود روی اوردو عرصه ی کارزار را اماده دیدو به جهانکشایی دست برد و بخشی از جهان امیخته به فساد وجنگ وجدال را زیر فرمان ساخت.
سوال :شریف اکه! مبازره جنرال عبدالرشید دوستم چون اسطوره یی در تاریخ زندگی میهن می درخشد و سنگر های دشمن که در اخرین قلعه خطرناک قرار میداشت از دست مردمان نابکار پاک می نمود و اکنون در شرایط موجود از آن کار نمیگیرند و چرا آنرا در عرصه باز نمی گردانند که کشور را از جدل نجات دهد؟. نظر شما در رابطه چیست؟
جواب:(شما یاد از امیر تیمور نمودید. صاحب قرآن و سر لشکر کبیر امیر تیمور گفته است(یک سردار جنگی با لیاقت آن نیست که فقط از مرگ بیم نداشته باشد بلکه باید مصلحت قشون خود را هم در نظر بگیرد) امروز حیات دگر گون شده است قسمیکه در بالا گفتم ما تفنگ به زمین گذاشته و در جبهه مقدس آموزش،تعلیم و تربیه قرار گرفته ایم .اطفال و جوانان مصروف آموزش استند که در بسیاری محلات خیمه ها زده اند وزیر هر خیمه بیشتر از شصت شاگرد مصرف آموزش استند و اوقات درسی سه تایم و چهار تایم درشب وروز است .این یک تغییر بزرگ درحیات فرهنگی وآموزشی ما است که در آینده های نزدیک آنها به شکل بهتر درتعیین سرنوشت ملت سهم خواهند گرفت.)
وقتیکه مقامات چین با صراحت ازجنرال دوستم به حیث عامل داخلی برهم زنندۀ پروژۀ استخراج نفت حوزۀ آمو دریا نام بردند
.  شورای امنیت ملی درنشست واکنشی، با شتاب زده گی، به جنرال دوستم لقب «خاین ملی» داد
. من با چند تن از بزرگان قوم در رابطه تلفونی در تماس شده بودم آنها میگفتند:" اگر جنرالصاحب دوستم اجازه بدهد ما قوم ها  یک میلیون نفر جمع شده  به تظاهرات مسالمت امیز  تا کابل میرویم و در همانجا خیمه زده میشینیم تا حق بجای خود قرار نگیرد بر نمی گردیم"
جنرال دوستم به اشتراک نمایندگان اقشار مختلف جامعه از راه نظامی تغییرات بنیادی در حیات اجتماعی و سیاسی بمیان آورد و مخالفان دولت را از کوه ها و مغاره ها پایین ساخته فضای دوستی و همزیستی مسالمت آمیز را بر مردم افغانستان مهیا ساخت در قدم دوم نظام خونخوار طالبی را تار و مار نموده شرایط را برای باز سازی بزرگ جهانی آماده کرد تا افغانستان از سلطه قوانین قرون اسطی نجات یابد و در ردیف کشور های متمدن زندگی کند .قدم سوم دوستم کشانیدن مردم در سنگر مبارزه بر مشارکت اقوام و گروههای سیاسی در نظام است. جنرال دوستم برای چنین مشارکتی حکومت غیرمتمرکز را مناسب میدانند ــ حکومتی که در آن بخشی از قدرت رئیس جمهوری و نهادهای مرکزی به نهادهای محلی واگذار می شود که به مثایه ی حکومت غیر متمرکز در میهن بکار آغاز کند . این خواسته ی اکثریت مردم افغانستان است و تنها مستبدین و فاشیستها نمی خواهند  زمینه ی غارت گری و نظام فاشستی برای همیشه  از میهن  پایان یابد.
بخاطر تعمیل این خواست عموم ما از مردم آگاه ، احزاب و مقامات ملی و بین المللی و منشی سازمان ملل متحد ،تقاضا داریم که این معمول را در جامعه تدبیق و اکثریت مردم کشور را از رنج استفاده جویی از ارباب حاکم که در طول تاریخ  200 اخیر بدون یک قوم خاص که حکومت را در کشور بدست داشتند و حاکمیت مردم دیگر را نا روا می پنداشتند  و به خود عار میدانند،  نجات دهند.
 
منابع : http://www.junbesh.netنوشته رازق مامون
کتاب "افغانستان و دوستم"