ariana

ariana

Friday, March 22, 2013

تقلــب آشــکار در امتحــان کانکــور

نه تنهــــا در امتحــــان کانکــــور بلکــــه در تمــــام عرصــــه هــــای زندگــــی غــــریب وغــــربه درین ملک همیــــش زیر پا شــــده
 






ولایات غور و دایکندی با داشتن معادن سرشار احجار کریمه خصوصاً معدن الماس از قدیم در جمله ولایات ثروتمند افغانستان بشمار رفته و قبل از تجاوز روس و بروز جنگ های داخلی استخراج و تجارت الماس درین مناطق از رونق خاصی برخوردار بود.

حاجی شکور داد مشهور به حاجی الماس غوری خان بزرگ منطقه که از هفت نسل بدینسو استخراج الماس و صدور آن بخارج به فامیل بزرگش اختصاص دارد در دوران جنگهای داخلی بیشتر از پنجهزار افراد مسلح تحت فرمانش داشت و در مناطق غور، دایکندی و فراه حکمروای مطلق بود.

بعد از فرونشستن جنگهای داخلی پهلوان عبدالجبار چخچرانی که سالهای درازی را در شهر انتورپن بلژیک که مرکز تجارتی الماس جهان است به تراشکاری و پالش الماس نزد تجاران یهودی مصروف بوده و درین هنر مهارت و تخصص لازم را بدست آورده و باالاخره با خرید سه پایه دستگاه تراش و پالش الماس دو باره به ماوای اصلی اش شهر چخچران باز گشته و نزد حاجی الماس غوری بکار آغاز کرد.

دیری نگذشت که حاجی الماس به اهمیت بزرگ هنر و تخصص فنی او در پالش و تراشکاری الماس پی برده و او را به عنوان شریک در کار تولید و تجارت الماس پذیرفته و منبعد بجای تجارت الماس خام الماس تراشکاری و پالش شده به بازار الماس جهان عرضه کردند.

حاجی الماس و پهلوان عبدالجبار هردو فرزندان هم سن و سال بنام های ذبیح الله و عبدالقاسم دارند  که هر دو جوان عمر عزیز شان را به لهو لعب وعیاشی و خوشگذرانی در دوبی و سنگاپور گذشتانده اند و از چندی بدینسو روی انگیزه های
نا معلومی هوس درس و تحصیل به سر شان زده است.

اما از آنجایکه پسران نازپرورده که در ناز و نعمت زندگی شاهانه پدر بزرگ شده و حتی زحمت سواد آموزی را هم بخود نداده اند حالا حتی در خواندن و نوشتن ساده هم مشکلاتی دارند که با این مشکل اقدام به درس و تحصیل کاری ساده ای برایشان نخواهد بود.

اما از برکت الماس حاجی الماس و پودگی تار ایمان وزیر تحصیلات عالی بالاخره برای این مشکل هم راه حلی پیداشده
و هر دو جوان نه تنها در امتحان کانکور کامیاب که حتی به دریافت مقام های اول نایل آمده و از فیض توفیق و کامیابی
بی نظیر ایشان به جوانان مناطق همجوار نیز جواب سوالات امتحان کانکور توزیع گردید تا آنها نیز درین پیروزی و شادمانی بزرگ سهیم باشند.

با اطلاع از چنین بی عدالتی ها که در تاریخ معاصر افغانستان نظیرندارد می توان درد دل مولوی تره خیل را بخوبی درک کرد که خواستار بررسی مجدد امتحان کانکور و عملی شدن عدالت اسلامی می باشد.

اما به فضل خداوند ما زعیم عادل و دلسوزی چون جلالتماب کرزی داریم که به جبران این بی عدالتی و حق تلفی آشکار
و التیام زخم های دل و جگر مولوی تره خیل نود در صد بورس های تحصیلی کشور های اروپایی را به جوانان کوچی اینطرف و آنطرف خط دیورند اختصاص داده وعدالت اجتماعی را دوباره برقرار کردند.

با تقــــــــــــديم حـــــــــــرمت
حقــــ(شـــمس الحــق)ــــانی