آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Wednesday, January 18, 2012

زنان خیمه نشین ولایات لغمان وننگرهار

ازمشکلات شان قصه می کنند
27.10.1390 رادیو زمانه
شماری اززنان خانواده های افغان که بنابر عوامل مختلف مجبور شده اند خانه های شان را ترک کرده و از یک جا به جای دیگر نقل مکان کنند شکایت می کنند و می گویند که هیچ توجهی از سوی مقامات مسوول در بارهء زنده گی آنها صورت نگرفته است و آنان در حالت بدی بسر می برند.
 زرمینه یکی از این زنان است که در زیر خیمه های مقابل پوهنتون پولی تخنیک کابل زنده گی می کند و از ناحیه پاه ها و کمر فلج می باشد می گوید: بخاطر نا امنی و جنگ مجبور شده اند که به کابل بیایند. زرمینه که زیاد پریشان معلوم می شد گفت: زنده گی شان در زیر خیمه ها رقتبار است و علاوه بر اینکه توجهی به آنان صورت نگرفته است، برای شان گفته شده است که باید این منطقه را ترک کنند.
در محل مقابل پوهنتون پولی تخنیک تقریبآ 30 خانواده وجود دارد که از ولایات لغمان و ننگرهار به آنجا آمده و جا بجا شده اند.
جبله یکی دیگر از زنان خیمه نشین که شدید مریض بود و توان صحبت کردن را نداشت گفت که از پنج سال به این طرف به خاطر جنگ ها از جلال آباد به کابل آمده و در زیر خیمه ها شب و روز خود را سپری می کنند. وی می گوید، شب را زنده صبح کرده است و یک گولی هم برای خوردن نداشت که دردش کمی آرام می شد.
تهیه کننده: شمیلا جاوید
http://voiceofwomenafg.blogspot.com/ آوای زنان افغان

چگونه آنگلا مرکل، مقتدرترین سیاستمداراروپایی شد؟

چهارشنبه, 10/21/1390 - 21:02
مرلین اسخوننبوم - رسانه‌های آمریکایی هیچ تردیدی ندارند که سال ۲۰۱۱، در زمینه رهبری اروپایی، سال صدراعظم آلمان انگلا مرکل بود. 
روزنامه واشنگتن‌پست حتی متخصصی در امور رهبری را برای مشورت دعوت کرد. تام پیترز می‌گوید: "شکی باقی نمانده که مرکل با سیاست‌های دوراندیشانه، لجوجانه و مهارتی ژیمناستیک‌وار، خواسته‌های خود را نه تنها بر اروپا بلکه برهمه دنیا تحمیل کرده است. سایرصاحب‌نظران آمریکایی هم به همین نتیجه رسیده‌اند.تایمز می‌نویسد: "پارلمان اروپا و واحد پول یورو به وجود آمده‌اند تا برای همیشه از امکان به قدرت رسیدن یک رهبر آلمانی که بخواهد براروپا حکومت کند جلوگیری کنند، اما درمبارزه برای سرپا نگهداشتن اروپا و هم یورو، آنگلا مرکل رهبرمقتدر و مسلط در اروپا شد." این ادعای جالبی است، اما آیا واقعیت هم دارد؟ در سالی که گذشت اغلب شکایت می‌شد که مرکل برای حل بحران اقتصادی و نجات یورو کاری نمی‌کند. البته درآلمان سیاستمداری را پیدا نمی‌کنید که واقعاً ادعا کند که این کشور قصد تسلط بر اروپا را دارد. پنجاه و پنج درصد مردم در این کشور هیچ رضایتی از نحوه کار صدراعظم‌شان در مورد مسائل اروپا ندارند. با این وجود در ۲۰۱۱ در آلمان صداهای جدیدی هم شنیده شد و جلب توجه کرد. درک این حقیقت که آلمان پس از یک بحران اقتصادی جهانی به عنوان قوی‌ترین اقتصاد اروپایی شناخته شده است، به تدریج به این واقعیت هم منجر شد که این کشور برای تضمین وضعیت مالی خود قادراست ضوابطی راهم برای دیگران تعیین کند. 
تایمز می‌نویسد: "پارلمان اروپا و واحد پول یورو به وجود آمده‌اند تا برای همیشه از امکان به قدرت رسیدن یک رهبر آلمانی که بخواهد براروپا حکومت کند جلوگیری کنند، اما درمبارزه برای سرپا نگهداشتن اروپا و هم یورو، آنگلا مرکل رهبرمقتدر و مسلط در اروپا شد"
"یکی از مقامات حزب س.د.او، دراکتبر گذشته با غرور گفت: "در اروپا حالا به آلمانی حرف می‌زنند." او درواقع می‌خواست بگوید که سه اصل مقدس آلمانی یعنی تدوین اصولی و منظم بودجه، کنترل سختگیرانه مالی و جلوگیری از بدهکاری، اکنون حتی در اسپانیا و ایتالیا هم به کارگرفته شده‌اند.
این مسئله که آنگلا مرکل بهترین سیاستمدار و مجری سیاست‌های ممتاز فعلی در آلمان است، مدت‌ها مورد تردید بود. بسیاری از صاحب‌نظران داخلی و خارجی با شخصیتی مانند مرکل آشنایی نداشتند. کسی که در مقایسه با رهبران مغروری مانند گرهارد شرودر و یا لجبازانی از نوع هلموت کهل تیپی متفاوت است.
از آغازبحران اقتصادی در سال ۲۰۰۸ تا اواسط ۲۰۱۱ مرکل همواره با یک انتقاد روبه‌رو بود: این که او سیاست انتظار را در پیش گرفته است و آینده‌نگر نیست. اینکه او با همه جناح‌ها همراهی می‌کند. حالا اما همین خصوصیات او را برشمرده‌اند تا اهمیت او و عملکردش را در سیاست اروپا تشریح کنند.
در بسیاری ازبازنگری‌ها حالا از این تدبیر مرکل مبتنی بر طرح شروطی برای مذاکره و تامل در دادن کمک مالی و تضمین‌های دیگر تمجید می‌کنند. آنگلا مرکل اکنون از سوی منتقدان و هم ستایشگران خود "صدراعظم آهنین" لقب گرفته است.
 
حتی هفته‌نامه پرنفوذ اشپیگل که از سال ۲۰۰۹ تاکنون سه بارسقوط مرکل را اعلام کرده بود، ناگهان او را سیاستمداری "ثابت‌قدم و استوار" نامید. مرکل اما دراین میان خیلی تغییرنکرده است. ظاهراً پراگماتیسم شدیداً مورد انتقادش به سودش عمل کرده است. این گونه او درطول سال ۲۰۱۱ پیشنهادات خودش را درمورد اروپا با شرایط موجود تطبیق داد. دراعلامیه‌های دولتی او تا اینجا، تاکید به‌خصوص برمنافع آلمان در نجات واحد پول اروپایی بود، ولی بعد لحن اطلاعیه‌ها معطوف به ضرورت هرچه بیشتراروپایی شدن شد. این موضوع البته به این معنی نیست که منافع آلمان تحت‌الشعاع منافع اروپا قرار می‌گیرند، بلکه برعکس و به‌تدریج روشن شد که چه مسائلی در این بازی مطرح هستند. 
مرکل با پیام جدید اروپامحوری به میان انتخاب‌کنندگانش رفت: "پول یورو را نباید تنها به‌خاطر آلمان نجات داد." او معتقد است در یک اروپای مقتدر آلمان شانس بیشتری برای موفقیت دارد.
سرسختی آنگلا مرکل در مقابل همکارانش ناشی از همین طرز فکر است. برای اروپایی که در آن آلمان باید احساس امنیت مالی کند، باید سیاست تدوین بودجه در چندین کشور از اساس تغییر کند. یعنی بگو: باید آلمانی شود.اما آیا می‌توان این سیاست را رهبری با اقتدار نامید؟ یعنی روشی متفاوت و کمترآمریکایی.  
مرکل برای اجرای سیاست‌اش باید با فرانسه همکاری کند و با هلند، فنلاند و اتریش هم سرمیزمذاکره بنشیند. اگر مرکل حساسیت‌های موجود در مورد رهبری آلمان در اروپا را هنوز نمی‌شناخت، این موضوع در سال ۲۰۱۱ بیشتر از همیشه برایش روشن شد، با توجه به تمام نظرات ابرازشده در یونان، اسپانیا و بریتانیا که او را به عنوان یک نازی به کناری گذاشتند.
پس ازآخرین جلسه سران اروپا به نظر می‌رسد که که پراگماتیسم مرکل بیش از هر زمان دیگری و بیش از حد انتظار موثر بوده است و ستایش‌کنندگان او اکنون بیش از هر زمان دیگری با صدایی بلند اعلام می‌کنند که سیاست صبر و انتظار مرکل نشانه‌ای از تدبیر و قدرت است.
هفته‌نامه تایمز می‌نویسد: "آنگلا مرکل جای پای خودش را محکم کرده، نفوذش را با صبوری گسترش داده و از تدابیر بی‌نتیجه پرهیز کرده است." این استراتژی دوپهلوی یک سیاستمدارآلمانی است. اگر او بخواهد منافع آلمان در اروپا را تضمین کند باید هر شک و شبهه‌ای را در مورد امکان تسلط این کشور بر اروپا از بین ببرد. آنگلا مرکل در انتهای سال ۲۰۱۱ رهبری نیست که مطابق سنت مغرورانه پیشین بخواهد موازنه‌ای سرد و ازموضع قدرت میان آلمان و اروپا برقرارکند.
برگردان: فروغ ن. تمیمی
http://voiceofwomenafg.blogspot.com/ آوای زنان افغان

اهدای جایزه ۲۰۱۲ سیمون دوبوار به انجمن تونسی زنان دموکرات

سه شنبه, 10/20/1390 - 20:32 رادیو زمانه
سوده راد - روز نهم ژانویه ۲۰۱۲، در آستانه اولین سالروز سرنگونی حکومت زین‌العابدین بن‌علی در تونس، جایزه سال ۲۰۱۲ سیمون دوبوار برای آزادی زنان [۱] طی مراسمی در پاریس، به انجمن تونسی زنان دموکرات [۲] اهدا شد. هیئت داوران این جایزه متشکل از بیست و پنج داور بین‌المللی است که هر سال به پاس تلاش‌های فردی یا سازمانی، جایزه سیمون دوبوار را به یک فرد یا سازمان اهدا می‌کند.
این جایزه در سال ۲۰۰۸ به مناسبت صدمین سالگرد تولد سیمون دوبوار توسط ژولیا کریستوا پایه‌گذاری شده است و در سال ۲۰۰۹ به کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز در ایران اهدا شد. مراسم اهدای جایزه امسال، برخلاف رسم سال‌های گذشته در "کافه ل‌دوماگو" که کافه‌ مورد علاقه سیمون دوبوار و ژان پل سار‌تر در سن‌ژرمن پاریس بوده است، برگزار نشد. این بار خانه آمریکای لاتین برای برگزاری مراسم انتخاب شده بود. 
سالی که گذشت آبستن اتفاقات و تحولات مثبتی بود که بی‌تردید جهان را به شکل دیگری می‌سازد. نسیم بهار عرب از یازده ژانویه ۲۰۱۱ وزیدن گرفت و پس از تونس، دیکتاتوری مصر و لیبی را به همت و خواست مردم سرنگون کرد. زنان در این کشور‌ها، دوشادوش مردان و حتی پیش از آن‌ها در خیابان‌ها به حرکت‌های اعتراضی پیوستند و در آزادی کشورشان سهیم شدند. اما مثل هر انقلابی، بازهم حقوق زنان در خطر قرار گرفت. در تونس اسلام‌گرایان افراطی قدرت را از آن خود کردند، در مصر زنان معترض دستگیر شدند و به‌ اجبار تحت معاینه پرده بکارت قرار گرفتند و در لیبی چندهمسری مردان به عنوان اولین قانون رسمی بلافاصله پس از دوران حکومت قذافی اجرایی شد. هیئت داوران جایزه سیمون دوبوار برای آزادی زنان، با حساسیت و اهمیت ویژه‌ای که برای رویدادهای روز و حقوق زنان قائل است، این جایزه را در سال ۲۰۱۲ به زنان تونسی و انجمن زنان دموکرات اختصاص داد. 
نامزدهای جایزه و انجمن برنده
امسال پنج شخصیت حقیقی و حقوقی نامزد دریافت جایزه بودند: نخست، نادیا فانی، فیلمساز تونسی فرانسوی که اخیراً فیلم "لائیسیته انشاالله" را ساخته و موجی از اعتراض اسلام‌گرایان افراطی را برانگیخته است. دوم، خدیجه سلامی، سینماگر یمنی که سازنده ۱۸مستند در زمینه وضعیت زنان در یمن است. سوم، ثمر یزبک، نویسنده و روانشناس سوری که در ماه‌های اخیر به دلیل برگزاری جلسات گروه‌درمانی برای مبارزه با ترس در سوریه دستگیر و شکنجه شد. چهارم، انجمن تونسی زنان دموکرات با سابقه بیش از بیست سال کنشگری در تونس و پنجم، انجمن نگار برای حمایت از زنان افغانستان که در طول سال‌های گذشته در کنفرانس‌های بین‌المللی و مذاکرات سیاسی همواره برای برابری جنسیتی در افغانستان تلاش کرده است. 
 احلام بالحاج، رئیس انجمن زنان دموکرات تونس:"انقلاب تونس و بعد از آن انقلاب‌های سایر کشورهای عرب امیدهای تازه‌ای را برای تغییر و پایان انواع تبعیض‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نیز جنسیتی به‌وجود آوردند. حضور زنان در تمام مراحل انقلاب تونس این آرزو و امید را پررنگ‌تر کرد"
خانم ژزیان ساوینیو، ریاست هیئت داوران جایزه می‌گوید: "داوران روی منطقه‌ای از جهان متمرکز شدند که دفاع و حمایت از آزادی و حقوق زنان یا وجود ندارد یا در خطر است و اهمیت و فوریت دارد." در دعوتنامه این مراسم آمده است: "با اهدای این جایزه به انجمن تونسی زنان دموکرات، هیئت داوران تلاش می‌کند بر همیاری بین‌المللی برای برابری حقوق زنان در جهان جامه عمل بپوشاند، از کسانی که زندگی‌شان را در راه مبارزه در معرض خطر قرار می‌دهند پشتیبانی کند و در کنارشان از عقاید برابری‌خواهانه و آزادی‌خواهانه‌شان نیز حمایت کند." 
انجمن تونسی زنان دموکرات در سال ۱۹۸۹ توسط گروهی از زنان تونسی فمینیست تأسیس شد که تصمیم گرفتند جنبش زنان مستقل را راه‌اندازی کنند تا بتواند با فضای مردسالار و سرکوب دائمی شهروندان مبارزه کند. این انجمن در طول بیش از ۲۰ سال در عین حفظ استقلال خود، برای برابری جنسیتی، مردم‌سالاری، جدایی دین از سیاست و عدالت اجتماعی تلاش و مبارزه کرده‌ و اهداف اصلی خود را دفاع از حقوق زنان و تلاش برای رسیدن به برابری جنسیتی در حوزه‌های شهروندی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قرار داده‌ است. اعضا و کنشگران این انجمن نه ‌تنها علیه انواع خشونت‌ها و تبعیض‌ها مبارزه می‌کنند، بلکه مبارزه با هر نماد و نمایشی از سیستم مردسالار نیز سرلوحه کارشان است. انجمن تونسی زنان دموکرات عضو فدراسیون بین المللی حقوق بشر است.

تأکید برنده جایزه بر همیاری
خانم احلام بالحاج، رئیس انجمن زنان دموکرات تونس، در مراسم اهدای جایزه، گفت:"ما این جایزه را در حالی دریافت می‌کنیم که تونس در شرایط ویژه‌ای به‌سر می‌برد.انقلاب تونس و بعد از آن انقلاب‌های سایر کشورهای عرب امیدهای تازه‌ای را برای تغییر و پایان انواع تبعیض‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نیز جنسیتی به‌وجود آوردند. حضور زنان در تمام مراحل انقلاب تونس این آرزو و امید را پررنگ‌تر کرد. این جایزه برای ما زنان تونسی درواقع دلگرمی و امیدبخش است، چرا که احساس می‌کنیم زنان و کنشگران برابری‌خواه سایر نقاط دنیا با ما همراه و همرزمند. این‌گونه است که سیمون دوبوار، حتی پس از مرگش هم برای زنان آزادی به ارمغان می‌آورد." 
او در ادامه گفت: "یکی از سئوالات مهمی که در دوران جدید تونس و این روز‌ها مطرح می‌شود، مسئله جدایی دین از سیاست است که تأثیرش نه تنها بر زندگی، که به‌ویژه بر زندگی زنان است و متأسفانه باید بگویم رسیدن به این آرمان، امروز، دشوار به نظر می‌رسد. چرا که مجبوریم به تقدس‌زدایی از برخی رهبران، برخی احزاب و حتی برخی دولت‌ها بپردازیم. بدن زن یک بار دیگر در مرکز دادوستدهای سیاسی قرار گرفته است و مسئله حجاب، برقع، حق مالکیت زن بر بدن خود همه و همه تهدید می‌شود. ما که روزهای اول انقلاب برابری کامل و واقعی در قانون و مقابل قانون را مطالبه می‌کردیم، این روز‌ها برای از دست ندادن آنچه به‌دست آورده‌ایم نگرانیم."
خانم بالحاج که مورد تشویق طولانی حضار در مراسم قرار گرفت سخنرانی خود را با تأکید بر همیاری بین المللی و یادآوری گفته سیمون دوبواربه پایان رساند: "برای اینکه اثری را در دنیا ماندگار کنیم، باید با آن همیاری کنیم." 
http://voiceofwomenafg.blogspot.com/ آوای زنان افغان