آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Tuesday, January 10, 2012

کودکی به گناه نکرده‌اش به «بد» گرفته می‌شود

عین‌الدین – کندز  
     از نهاد های محترم امنیتی،داد گاهی و رئیس امور زنان ولایت کندز خواهشمندیم که طبق قانون منع خشونت علیه زنان رفتارنموده و جلو اعمال فشارو تهدیدبرخانوادهً کودک ده ساله را گرفته و مرتکبین را به پنجه قانون بسپارند.       آوای زنان افغان
ذکیه، دختر هفده‌ساله‌یی است که توسط پدرش نخست به کسی که هیچ‌کدام شناختی از وی نداشته‌است، نامزد شده است. پدرش وی را در بدل دریافت هشتاد هزار افغانی به مردی که دو کودک داشته و خانم پیشین‌اش را کشته است، نامزد کرده بود.
ذکیه داستان نامزدی‌اش را با ماجراهای تازه، این‌گونه بیان می‌کند: «پدرم مرا با کسی به نام محمداجان نامزد کرده بود، عکس جوانی‌های محمداجان را به من نشان داده بودند و مرا فریب دادند. از محمداجان شناخت کافی نداشتم. پسان‌ترها از نامزدی، دیدمش که یک مرد پیر 45  ساله است، خبر شدم دو تا طفل هم دارد و پیش از من، دیگر زن هم داشته است. بعدها فهمیدم که زن قبلی‌اش را کشته بوده. غمگین شدم، نتوانستم طاقت بیاورم، ناچار شدم که با فرید، بگریزم. اگر چه فرید هم زن و بچه داشت، ولی من شناخت کافی از او داشتم. یک سال به جرم فرار با فرید زندانی بودم. او مرا با رضایت خودم فرار داده بود، ولی پولیس تنها مرا به محکمه تسلیم کرد و تنها من بودم که بندی شدم، فرید هیچی نشد. حالی که مدت بندی‌ام را گذشتانده‌ام، دیگر نمی‌خواهم با محمداجان ازدواج کنم، فرید به من زنگ می‌زند که هر وقت مشکل‌هایت را حل کردی، با هم ازدواج می‌کنیم، ولی من دیگر خسته شده‌ام. می‌خواهم دیگر ازدواج نکنم.»
ذکیه می‌گوید که تنها عکس جوانی‌های محمداجان را دیده بوده و شناختی از او نداشته است. از محمد نبی که پدر ذکیه است، وقتی می‌پرسیم دامادت چه نام دارد؟ نگران به سوی ذکیه می‌بیند و از او می‌پرسد که نام نامزدت چه بود؟
با این حال، گفته می‌شود که نه تنها ذکیه، بلکه محمد نبی، پدر وی نیز از محمداجان، شناخت کافی نداشته‌اند، ولی به هر ترتیبی که شده، وی را با محمداجان نامزد کرده‌اند.
ذکیه بر بنیاد گفته‌های خودش، پس از این‌ که آگاهی پیدا می‌کند که محمداجان بیشتر از 40 سال سن و دو کودک داشته و پیش از این، خانم دیگری نیز داشته و وی را کشته ‌است، به دنبال امید دیگری در زنده‌گی‌اش شده‌است.
ذکیه می‌گوید: «وقتی که دیدم همه چیز خراب است، با فرید که از او شناخت داشتم فرار کردم، سه شب را در مزار شریف، در خانۀ خود آن‌ها گذشتاندیم، پس از سه شب، برگشتیم و (محمداجان) نامزدم مرا به قوماندانی امنیۀ (فرماندهی پولیس) ولسوالی خان‌آباد آورد و پس از تحقیق و گفتن حقیقت‌ها، مرا زندانی کردند ولی فرید از همان آغاز تا امروز آزاد است، به خاطر این که پول‌دار بود و ما پول نداشتیم.»
اما این همه، پایان کار نبود و پس از رها شدن قانونی ذکیه از زندان، محمداجان (نامزد 45 سالۀ ذکیه) به محمد نبی (پدر ذکیه) هشدار داده است که اگر 260 هزار افغانی برایم ندهی، دختر ده‌ساله‌ات را جرگه به من به «بد» خواهد داد.
محمد نبی ادامه می‌دهد که پس از رها شدن ذکیه از زندان، محمداجان (نامزد ذکیه) در حالی‌ که ادعای ازدواج با ذکیه را ندارد، هشدار می‌دهد: «یا برایم 260 هزار افغانی بده، و یا هم دختر ده ساله‌ات را به «بد» می‌گیرم.»
محمد نبی با آن که خودش از دیدگاه قانون منع خشونت علیه زنان، بر بنیاد گفته‌های آگاهان حقوقی، مستوجب سزاست، از دولت و نهادهای حقوقی و مدنی می‌خواهد که وی را از معرض تهدیدهای محمداجان و «بد» گرفتن دختر ده‌ساله‌اش نجات بدهند.
او می‌گوید که وی توانایی پرداخت این پول را ندارد و اگر از وی پشتیبانی نشود، یا او و خانواده‌اش به گونۀ گروهی توسط محمداجان کشته می‌شوند و یا هم دختر ده ساله‌اش به «بد» گرفته می‌شود.
«بد» یکی از گونه‌های خشونت بر زنان و در فرهنگ سنتی و قبیله‌یی افغانستان، روشی برای خاموش کردن برخی منازعات است؛ و به معامله‌ای گفته می‌شود که دختری در بدل اشتباه و یا گناه کسی (برادر، پدر و یا یکی از اعضای خانواده‌اش) با فیصلۀ جرگه به یکی از طرف‌های منازعه که جرگه آن را بر حق ثابت کند، داده می‌شود و در خانواده‌یی که به بد رفته است، مورد خشونت‌های فراوان قرار می‌گیرد.
شماری از باشنده‌گان بندر بخاری شهر خان‌آباد می‌گویند که جرگۀ محلی در ولسوالی خان‌آباد ولایت کندز نیز خواسته‌های محمداجان را به بررسی گرفته و گفته ‌است که در صورت نپرداختن260 هزار افغانی از سوی محمد نبی، وی می‌تواند که دختر ده‌سالۀ محمد نبی را توسط جرگه به «بد» بگیرد.
موسفیدان بندر بخاری شهر خان‌آباد نیز برگزاری جرگه
یی در بارۀ این پرونده را تأیید کرده، گفته‌اند که آنان خواست‌های محمداجان را به بررسی می‌گیرند. خواست‌های محمداجان، در حالی در جرگۀ قومی به بررسی گرفته می‌شود که پروندۀ فرار ذکیه، بنا بر معلومات ریاست دادستانی ولایت کندز، پایان یافته است.
عبدالخالق لعل ‌پوروال، رییس دادستانی ولایت کندز در پاسخ به تصمیم بررسی خواست‌های محمداجان در جرگۀ قومی، می‌گوید که پروندۀ ذکیه با محکوم شدن وی در دادگاه به جزای حبس و فرمان تخفیف رییس جمهور به پایان رسیده است.
در حالی که هنوز فرید – شریک فرار ذکیه- حتا تا هنوز مورد بازپرس قرار نگرفته است. تلاش‌های ما برای تماس با فرید و محمدا جان در بارۀ ابراز نظرهای‌شان به نتیجه نرسید.
در همین حال، نادره گیاه رییس امور زنان ولایت کندز در پیوند به اعمال فشار و به «بد» گرفتن دختر ده‌سالۀ محمد نبی، می‌گوید که نهادهای پشتیبان قانون باید عدالت را برقرار  کنند و جلو اعمال فشار بر خانوادۀ محمد نبی گرفته شود.
او افزود: «در بیشتر موردها، در حالی که مردان مسبب اصلی جرم‌اند، تنها زنان جزا می‌بینند و فرید نیز در حالی که ذکیه را فرار داده است، هیچ‌گاهی مورد بازپرس قرار نگرفته‌است.»
او گفت که بر بنیاد قانون منع خشونت علیه زنان کشور، برای کسانی که دختری را به «بد» می‌دهند بیشتر از ده سال حبس در نظر گرفته شده است و نهادهای امنیتی و دادگاهی در تطبیق قانون، نباید سهل‌انگار باشند و باید نگذارند که کودک ده ساله‌یی، به جرمی که ندارد به «بد» داده شود.
http://voiceofwomenafg.blogspot.com/ آوای زنان افغان

land degradation and soil erosion on Afghanistan

فرسایش خاک و بیابانی شدن  در افغانستان           


فرسایش خاک  (Soil erosion)  و بیابان شدن      (Desertificationیک پروسه منفی است که در مناطق خشک ونیمه خشک ومناطق سیلاب زده رخ  می دهد. افغانستان در جمله کشورهای خشک تابستان گرم زمستان سرد و دارای رطوبت نسبتی  پائین میباشد.علت بیابانزائی  کمبود آب ، استفاده افراط از چراگاه ها، خشک سالی پی درپی، بلند رفتن سطح  نمکیات، فقر ، توسعه شهرها ،سیلابها ، از بین رفتن فرش سبزو درختان،توسعه للمزارها، عدم پلان تدابیر دوامدار غرض جلوگیری از فرسایش از طرف دولت میباشد.
فرسایش خاک نیز یک عامل منفی طبیعی و غیر طبیعی بوده در نتایج زمین های حاصلخیز و قابل کشت را به زمینهای غیر قابل کشت تبدیل می نماید. علاوه بر عامل فوق سیلابها  با خودسنگهای بزرک  خورد ، سنگجل وریگ را می آورند. وبرای احیا آن سرمایه وو قت کار است.درینصورت از توان دهقان بلند بوده باعث رها کردن زمینهای زراعتی میگردند. 30 سال قبل در دشتهای شمال و کنار دریای آمو درختهای گز ساکساول بته ها بلند وغیره انواع بته ها وعلف دیده میشد.فعلاً جز خاکباد دیگر چیزی دیده نمیشود حتا شما در لابلای خاک وگرد آفتاب را دیده نمیتوانید. علت آن  کشت للم دوامدار وازبین بردن نبات همان منطقه ،چرا مفرط , فقر و گرسنگی میباشد. غربت و ناداری با عث آن میگردید که مردم غرض بدست اوردن بته و چوب تا فاصله ها رفته وانرا از ریشه ازبین ببرند. درولایت بادغیس 45000 هزار هکتار زمین تحت زرع پسته طبیعی قرار داشت ولی امروزدر معرض نابودی قرار دارد. در قسمت غربی و  جنوب غربی هندوکش دشتهای خشک وداغ وجود دارد که دران نقاط نباتات ا صلی منطقه میروید امروز نه تنها نبات وجود ندارد بلکه 6 فیصد دشتها توسعه یافته است.طبق راپور سازمان ملل تخریبات خاک در افغانستان و هندوستان  42-46فیصد است .یعنی شهری شدن بصورت غیر نارمل وجود دارد که عواقب ناگوار دارد.زیرا هر کس دهقانی را قبول ندارد دهقان اگر همکاری مالی نشود .شهر نشین میشود.از دست دادن  دهقان با تجربه یکی از مشکلات خواهد بود .فعلاً 80-90فیصدکابلی نشینان از کابل نیستند. زمینهای که حق قانونی باشندگان کابل است به اشخاص که با کلتور پیتخت آشنائی ندشته و کدام وظیفه رسمی ندارند  صرف پول دارند توزیع شده است. باشندگان اصلی  اهل کابل که طی جنگها بیچاره و نادارشده اند بی خانه ودربدر می گردند.

تاثیرات جنگ ماین و هجرت در بیابانزائی
زیاده جوی ها نهر ها در افغانستان  در زمان تیموریان ،غزنویان  بابریان  تیمورشاه و امان اله خان  اعمار گردید است که این نهر ها مطابق به نفوس همان وقت اعیار بود.با ازدیاد نفوس مردم یا دولت وقت طورنارمل ازدیاد نهرها و چاهای آب آشامیدنی را ازدیاد میبخشد و کدام تاثیر منفی دیده نمیشد.پس از سال 1357 حدود 3 میلون نفوس که اکثرا مردم دهات وکشت وکار بودندمناطق خودرا رها کرده به شهر ها یا به کشورهای همسایه پناه آوردند.در زمان طالبان یک گروپ از مردم داخل خاک و گروپ بزرگ نیز مهاجر شدند .پس از سال   2001  گروپ بالاتر از 4 میلون مردم با اقتصاد در زمین فرورفته داخل خاک شدند. اکثر زمینها بالاثر سیلابها وجریان آب خراب و هم مملو از مین گردیده بود. آن عواید که در کشور پاکستان وایران بدست  میاوردند دفعتاً به آنها قابل دسترس نبود. انقدر پول نداشتن تا دوباره زمین را احیاکنند و منتظر یک یا چنیدین سال  بنیشینند تا حاصلات بدست آورند. درین خلا چگونه تامین معیشیت نمایند. در افغانستان دولتی از زمین برخاسته جدیداً در صدد تشکیل بود  هنوز توانائی چنین مسایل را نداشت. بدین وسیله مردم زمین ها را رها کرده به شهر ها هجوم آوردند.در شهرها فقد تعمیر آباد میشود.دیگر همه مسایل کور کورانه نادیده گرفته شده است.فعلاً از کابل الی  جبل السراج فقد خانه آباد شده و زمینهای زراعتی خیلی قلیل باقی مانده است. در مزارشریف از نیم راهی تاشقرغان الی میدان هوائی  مردم چهار دیواری بدون آدم اعمار نموده اند.سیلابهای فاریاب بدخشان مناطق در جنب دریای آمو تلفات زیادی به زمین ها وارد نمود که اکثر آن دوباره احیا نگردیده است. اکثر زمین های ولایت جوزجان بالاثر کم آب وخشک شدن دریای شرین تگاب نمکی واز کشت برآمده است.این مردم حتا آب آشامیدنی خودرا از شبرغان دربشکه ها می آورند. نمکیات حتا آب چاها را مانند آب بحر تلخ نموده است. شهر کابل مزارشریف هرات از جمله شهرهای پر نفوس میباشدمردم  بنا بر عدم دسترسی بر آب آشامینی صحی در خانه ها خود چاهای خود سر حفر کرده اند که خطر ختم شدن آبهای زیر زمینی احساس میگردد بخصوص در شهر کابل بزودی حوادث خشک شدن چاها رخ خواهد داد.زیرا شهر کابل دریک سال بیشتر از یکصد میلون آب ضرورت  دارد ظرفیت نهائی کابل 44 میلون متر مکعب در سال است. در صورت عدم جلو گیری کابل دشت خواهد بود.تسلسل طبیعت طوریست اگردریک منطقه بزرگ اثرات ناگوار وارد میشود بالای نقاط همجوارنیز تاثیر منفی وارد می کند خشکسالها کم آبیها توسعه شهرها تاثیرات بالای یخچالهای کوه های هندوکش و پامیر وارد نموده  مقدار یخچالها خیلی کم شده است.

وظایف دولت و سازمانهای بین المللی  در رفع مشلات فرسایش و بیابان شدن زمینهای افغانستان
وسیله که میواند جلو گیری از بیابان زائی نماید  از بین بردن فقر، غرص و زرع  درختان ، و جلوگیری از تخریب محیط میباشد.مسایل فوق مشکلات فردی نبوده بلکه پرابلم ملی و بین امللی میباشد. داشتن یک طرح وپلان منظم از طرف ارگانهای ذیربط دولت و با همکاری سازمانهای بین المللی میتواندجلو این پدیده شوم را گیرد.کاری نیست آنقدر مشکل فقد احساس مسئولیت وتوجه صلاحیتداران کشور را طلب مینماید. مسئولین دولت الی سال 2009 هیچ توجه به زراعت آبیاری  ومالداری کشور ننمودند اصلاً پلان تدابیر باید در سال 2001 روی دست گرفته میشد .ولی بازهم سروقت است.غرس درختان وکمر بندهای سبز بهترین مودل غرض جلوگیری از بیابان شدن یک محل است. کمک وبپا استادن دهاقین کشور از ضرورت اول است . ازدیاد تعلیم وتربیه نیز یک وسیله مهم درجلو گیری این  پدیده میباشد. در غیر آن هر سال خطرها نزدیک شده میرود و عواقب خواهد آمد که جلوگیری آن وقت طولانی را در بر خواهد داشت.

http://voiceofwomenafg.blogspot.com/ آوای زنان افغان