از: پوهندوی شیما غفوری
سخنی با نجیبه های وطنم
سخنی با نجیبه های وطنم
برخیزوبِپــَر پرندۀ خوش الحان
با آنکه شـِت وپـِت شده ای از بارانهرچند گـِل آلود زمان ومحلی
با عزم رهایی پروبالت افشان
با عزم رهایی پروبالت افشان
با آنکه شـِت وپـِت شده ای از بارانهرچند گـِل آلود زمان ومحلی
با عزم رهایی پروبالت افشان
با عزم رهایی پروبالت افشان
با عزم رهایی پروبالت افشان
در لـُوش وگِل کوچۀ تقدیر شدی
آزرده ای سنگ طفلکان نادان
در پیچ و خـَمش رحم کسی با تو نیست
پائین آتش ، دود سیه دَور زمان
با قلب پر از عقده زند با تیرت
نامش بنهد آیت پاک قران
ای مادر من، خواهر ،ای دختر من
در بند هیولا شده ای داد وفغان
با علم سزد بند و طنابت گَـُسِلی
با حربۀ د ین تیر جفا برگردان
گرپُرسشی درلفظ وزبانت باشد
حقا که دهی جواب آنرا آسان
ما "نی زن دنیا "شده ایم وای به ما
"نی مرد به آخرت" افسوس وفغان
صد دست دعا بهر تو بالا گردد
آسوده بِخواب نجیبه ای پر حرمان
جرمنی جولای 2012
در لـُوش وگِل کوچۀ تقدیر شدی
آزرده ای سنگ طفلکان نادان
در پیچ و خـَمش رحم کسی با تو نیست
پائین آتش ، دود سیه دَور زمان
با قلب پر از عقده زند با تیرت
نامش بنهد آیت پاک قران
ای مادر من، خواهر ،ای دختر من
در بند هیولا شده ای داد وفغان
با علم سزد بند و طنابت گَـُسِلی
با حربۀ د ین تیر جفا برگردان
گرپُرسشی درلفظ وزبانت باشد
حقا که دهی جواب آنرا آسان
ما "نی زن دنیا "شده ایم وای به ما
"نی مرد به آخرت" افسوس وفغان
صد دست دعا بهر تو بالا گردد
آسوده بِخواب نجیبه ای پر حرمان
جرمنی جولای 2012
No comments:
Post a Comment