آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Thursday, September 6, 2012

قوماندان کفترزن زور گوی در برابر زور مندان

بشیراحمد غزالی رادیو آزادی
این زن افسانوی که دهها سال به حیث یگانه زن جنگجووقوماندان مقتدرجهادی دربرابر تجاوز روس بر افغانستان ونیز جنگهای تنظیمی وطالبان در ولایت بغلان جنگید حال خانه نشین است ومیگوید جانش در خطر است واگر دولت در محافظت از او کاری نکند مجبور به جای امنی دریکی از کشورهای خارج پناهنده میشود


دشمنانیکه بیشتر در جنگهای تنظیمی ومیان خودی با او دشمن شدند واز اینکه به باور خودشان در برابر زنی شکست خوردند عقده مند اند وطعنه سار،ومیخواهند از هر راه ممکن انتقام عزت برباد رفته شانرا بگیرند.
ملا سلام یک باشنده بغلان میکوید اینجا مردان، مرد میدان اند  وتمامی قوماندانان شکست خورده دربرابرخانم کفتراز اینکه از دست زنی ذلیل شده اند احساس حقارت میکنند واز همین رودرهمکاری با مخالفین دولت تلاش دارند تا انتقام آ بروی از دست رفته مردانگی شان را بگیرند .
اما این زن هیبتناک که خیلیها از اوبه نام زن قهرمان و طغیانگر باوجدان یاد میکنند همچنان زور است وپرقدرت .
اومیگوید از دوسالی پیش که اوسلاح برمین گذاشته وهمکاری اش را با دولت اعلام کرده است به منطقه اش رفته نمیتواند ومخالفین اش که همه با طالبان یکدست شده اند او وخانواده اش را تهدید به مرگ میکنند.
تهدیدیکه یکباری عملی شد و دوتن از اعضای خانواده اش یکجائی به قتل رسید.
" عید قربان سال گذشته به منطقه ام رفتم ودشمنام دوتن از بستگانم را کشتند وچند تنی را هم زخمی کردند"
وی میگوید اگر دوباره سلاح بردارد به زودی دشمنان اش را مجاب میکند ولی این کار را صلاح نمیداند ومیخواهد از طریق دولت به این مشکل رسیدگی نماید .
این زن ساده دهاتی که خواندن ونوشتن نمیداند میافزاید اودردفاع ازوطن ومردم اش دشمن دار شده واگر هم درین راه کشته شود باکی ندارد.
به گفته خانم کفتراودر آوان نوجوانی وپیش از آغاز بحران در افغانستان مسلح بود وبعد از تجاوزشوروی وقت بر افغانستان برقوت خود افزود وتا آنجای خودرا آماده کرد که توانست به عنوان یک جبه فعال در برابر دشمن بایستد ومقابله کند.  
این خانم که حالا شصت سال دارد وبگفته خودش بیشتر عمرش را با تفنگ وتفنگداری سپری کرده است با یاد آوری از روزهای که چگونه وبه چه دلیل مسلح شد میگوید.
" من تازه عروس بودم وپدرم دشمن دار بود من باآنکه از خانه پدرم دوریعنی درقریه دیگری بودم بانهم مجبور دردفاع از پدرم مسلح شدم یعنی یک تفنگ معمول آنزمان که{موش کش}  بود پیدا کردم ودر مقابل دشمنان پدرم ایستادم وخوشبختانه پیروز هم شدم.وبعد ازان که شوروی آمد همه چیز فراموش شد ومستقیما با جمع آوری سلاحهای بیشتری مجاهد شدم ودر راس مجاهدین منطقه ام که به صدها تن میرسیدند قرار گرفتم "
وی در مورد اینکه دردوره جهادوبعد ازان ازچه قدرت برخوردار بود وآنهمه نیرو وعظمت چه شدند میگوید:
"فرمانده صدها مجاهد بودم ومنطقه بزرگی از ولسوالی نهرین رااداره میکردم وهمینکه چهار سالی پیش با دولت یکجای شدم دیگر همه چیز را رها وفراموش کرد وحال با چند محافظ که دارم خانه نشین هسنم."
قوماندان کفتردرحالیکه یأس مرموزچهره اش را فرا گرفته بود وکمتر به اشاره های محافظین ومشاورین اش گوش میداد به رادیو ازادی گفت تاج وتخت که بقای ندارند ولی ازدست رفتن عزیزان اش اورا خیلی رنج میدهند.
وی درمورد اینکه چه تعداد از اعضای فامیل اش قربانی جنگ وجهاد شده اند میگوید :
"تنها از فامیل خودم بیش از سی تن که همه شان جوان بودند کشته شدند کشته هایکه یاد آوری آن دلم را کباب میکند"
خانم کفترکه اورا زن بی باک ، تاریخی وافسانوی قرن یاد میکنند زن ساده ، بی الایش وبی ارایش هست .
تنها چیزیکه من هنگام مصاحبه با اودیدم حنای ساده بردستان اش بود وبس ،نه انگشتری ونه طلاو نقره که زنان زیاد مشتاق آن اند وآنرا نماد اصلی وجاهت زنانگی هر زنی در روی دنیا میدانند. 
اوخودش به من گفت به فیشن وزیورات علاقه ندارد وشخصیت زنان راهم در چنین چیزهای نمیداند.
وی درجواب به این سوال که دربرابرخشونت با زنان چه موقف دارد میگوید  چنین چیزی در ساحه زیر نفوذ او که دهها قریه را دربر میگیرد نیست واگرباشد به ان رسیدگی جدی میگردد.
اوبعد از تهاجم شوروی وقت بر افغانستان به عنوان یک قوماندان مقتدر وهیبتناک جهادی در راس صدها مجاهد عرض وجود کرد وبه عنوان یگانه قوماندان زن افغان درسنگر نبردعلیه عساکرشوروی قرار گرفت.
این زن افسانوی قد بلند وقوی هیکل بعد از شکست روسها هم باقوت تر از پیش باقی ماند ودربرابرطالبان وبرخ ازتنظیمهای جهادی مخالف اش بسیار جنگید وکشت وکشته های زیاد داد.
این خانم که عمری بر بخشهای عظیم ازمنطقه اش مستقیما حکم میراند حالاهم که بیشترآوراه است بطورغیر مستقیم برخیلی از ین مناطق که دهها قریه را در برمیگیرد حکم میراند.
خانم کفتر چهار سالی پیش همراه با افراد تحت امرش با دولت یکجای شد وبعدازان بیشتردرشهرپلخمری مرکز ولایت بغلان زندگی میکند واز ترس دشمنانش که درکمین اواند نمیتواند ازادانه به منطقه اش که دره {سجان} ولسوالی نهرین است رفت وآمد نماید.
دوسالی پیش همسر قوماندان کفتر فوت کرد واوهمراه بابقیه فامیل اش درخانه کرائی در شهرپلخمری مرکزولایت بغلان ودر انتظاروعده دولت که دادن تشکیل پولیس محلی برایش بود زندگی میکند.

No comments: