آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Monday, September 3, 2012

خامۀ درفرا راه آزادی



عزیزه عنایت  
افغانستان ازسالیان متمادی که حیثیت تختۀ خیزرابرای کشورکشایان جهان داشته است واز لحاظ منابع سرشارطبیعی،معادن غنی،وهم قلب آسیاه بوده است همیشـه
طی فرودوفرازهای زیاد ی مورد تاخت و تازدشمنان قرارگرفته، که مد ت زمانی
هم تحت تسلت دولت بریتانیای وقت  درآمد که دراثرسعی ومبارزۀ راد مــردان و
فرزندان شجاع این مرزوبوم چون شاه امان الله خان غازی درسال 1298هـجـری
شمسی افغانستان ازاسارت انگلیس ها کشیده شد،
 
 و با گرفتن آزادی، این وطن یک کشورمستقل، آزادودارای استقلال گردید. ایـن شاه ترقی خواه ورعیت پروربخاطر نجات  وآزادی افغانستان, بعداز نبردهای سخت وبه شهادت رسیدن همرزمانش درآن هنگام، درپای سندی با انگلیس ها باقلمیکه چون شمشیرگلوی دشمنان این وطن را باگرفتن آزادی ازنزد آنان پاره میکرد امضا کردو نخل امید را دردل های مردم افغانستان بارورساخت.این خامه، نورامید، وپیغام آزادی را، به کشوربه ارمغان آورده چون اشعۀ آفتاب برای ملت افغانستان خیلی باارزش وگرامـی شمرده میشد که ازآنزمان تاکنون نزد خانوادۀ شاه امان الله ، شاه خیرخواه بطورامانت ،که مال ملت پنداشته میشد نگهداری شده ودرهفتۀ که گذشت ازجانب دخترفرزانه و میهن پرست، غازی امان الله ، بانو( هندیه) به رئیس جمهورکرزی سپرده شد تا باشد که با دیدن این قلم گرانبهای مردم افغانستان ، خون دررگهای جناب ایشان به جوش آمده وبا پیروی از شاه بزرگ ونامدار افغانستان غازی امان الله خان بخاطر نجات وطن و مردم ستــم دیدۀ این سرزمین سردرگریبان کرده، دست بکارشوند.وصدای ملت مظلوم و رنـج دیدۀ افغانستان رابشنوند. وطن فروش وخاین، چندین رژیم های که بقدرت رسیده و از هم پاشیدند نتوانستنـدکه خواسته های مردم این کشور را برآورده سازند. چه هردوره صرف برای منافع خویش اندیشده وهیچ یکی ازاین رژیم ها برای ملت افغانستان قسمیکه لازم بود کارنکردند.دوره نادرشا ه که با کشمش ها آغازشد وبا همان کشمش پایان یافت که بعــداًدر چهل سال سلطنت ظاهرشاه که کشور فارغ ازجنگ وخونریزی بود وآنهم با سرکوب نمودن اغتشاشات  داخلی ، تاحدودی میتوان دوره سلطنت ظاهرشاه را دوره صلح و امنیت عنوان کرد، ولی درکناراین صلح و امنیت مردم وطن ازنــاحیه دیگری خیلی رنج میبردند , تعداد از فرزندان وطن که بخاطرحق و عدالت سر بلندمیکردند بطور مخفی و شب هنگام  بشکل مرموزازخانه هایشان توسط افراد دولــت دستگیروبه زندان ها وسیاه چال ها انداخته میشدند که درسلول های زندان دهمزنگ درشرایط ناگوارسالهای سال را با بیماری های گوناگون سپری میکردند که تعدادازاین مبارزین راه آزادی مردم، به مرگ تدریجی از بین میرفتند و تعدادی دیگـــری هــم دوسیه های شان سالها بررسی نمی شد که به جــرم کوچک  عمری را درآن زندانها بدون توجه بحال شان نگهداشته میشدند، درطی چهل سال سلطنت که باید وطن بسوی ترقی وآبادی کشانیده میشد نشد. تعداد زیادی مردم وطن ازنعمت سواد بد ورنگهداشته شدند در ولسوالی ها و دور دست های کشور حاکمان  قدرت توجهی بحال مردم غریب نداشتند، حق و عدالت تطبیق نمیشد . وو....
 دولت  داود خان که مدتی کوتاه ، توًام با پلانهای بسوی انکشاف و ترقی بودبه تطبیق آن موفق ناشده ازبین میرود . با آمدن روسهادر افغانستان آغازجنگهای داخلی وفرارمردم ازوطن، مخصوصاً دورۀ حاکمیت امین پردرد ترین این دوره برای مردم افغانستان بشمار میرودو همچنان با روی کار آمدن حکومت  مجاهدین که اکثرمردم افغانستان آنرا بخاطـــردارند، درروزهای نخستین  وارد شدن مجاهدین بکابل تمام دفاتر دولتی  موسسات حتا بیمارستان ها به تاراج رفت که اکثریت مردم افغانستان این دوره را بنام دورۀ چور کابل وولایات مینماند . علاوه از چور افراد، مسلح و شورای نظار که داخل مرکزو ولایات شدند، رهبران  نیزبرسر قدرت و چوکی میجنگیدند.
مردم افغانستان درسالهای جنگ، که آغازآن 7 ثور1357بود باآنکه رنجهای بسیار دیدند، فرزندان و عزیزان خویش را ازدست دادند خانه و کشانه شان ازبیرفته  بود، که مصیبت دیگری (آمدن طالبان) درافغانستان ملت مظلوم وطن را بیش از پیش ناآرام ساخت وسالهای رااز جانب دولت طالبان تحت ظلم وستم قرار گرفتند که بیشترین آسیب دورۀ طالبان را زنان و دختران  افغانستان متحمل شدند که تاریخ این دوره را به عنوان دورۀ روزهای سیاه افغانستان به صفحات زرین خویش بیا دخواهند داشت و درآینده های روشن این کشور، برآن قضاوت خواهد شد .دردهۀ اخیربا پولهای هنگفت که وارد افغانستان شد درد ملت مظلوم را دوانکرد روز تا روزفقرو بیکاری، فرارجوانان ازوطن ، بی تفاوت بودن دولت  فعلی دربرابر کشتاربیگناهان،که حتی از پسربچۀ دوازده ساله هم برادران ناراضی جناب رئیس جمهورکرزی دریغ نمیکنند، کودک معصوم راسرمیبرند. اختطاف شــاگــردان معارف، ازراه مکتب, پرتاب راکت های پاکستان درولایت کنرکه بارهاازجانب آگاهان
  سیاسی، نویسنده گان،احزاب، درگفت وشنود های رسانه ها با مردم وطن ازدولت تقاضا گردیده که دراین مورد سکوت اختیارنکند مردم راازاین حالت باید نجات داد
که با همه این گفتارها و تقاضا های مردم آب ازجاه تکان نمیخورد.اکنون که ملت افغانستان ازظلم و استبداد طالبان که درولایات و مناطق دوردست وطن قراردارند،به ستوآمده ودولت نمیتواند که بآانها رسیده گی وامنیت آنان رابگیرد دست به کارشده اند ودربرابرطالبان مقاومت  نشان میدهند که نخستین گام را دراین قیام های مردمی ولایت غزنی,به تعقیب آن ولایت ننگرهار،نورستان،لوگرو بلاخــره روز پنج شنبه تعداد از مردم شهرکابل به این قیامهای مردمی پیوستند. گفته اند (آب که ازسربگذرد چه یک نیزه چه صد نیزه) چون جان ملت افغانستان به لب رســـیده است به اتکا به این ضرب المثل (ازهرلحظه مردن، یکبارمردن بهتر است ) دسـت به چنین اقدامی زده اند.لهذ ا شجاعت وهمت مردم شریف کابل ،ولایات ومتحدین که برضد عملات پاکستان بولایت کنر،برخاسته اند قابل تقدیربوده .این فرزندان وطن بااحساس وطن پرستی که دارند حاضرشده اند درپهلوی برادران ولایت کنربیاستند،ازوطن ومردم ستم دیده کشورکه دراین مدت یکسال ،مناطق سرسبزوزیبای ولایت کنربا فیرراکت های دشمنان وطن صدمه دیده و ویران شده است  دفاع کنند .
چه مردم وطن به نتیجه رسیده اند که اگر بیشتر ازاین خاموش باشند همسایـه گان مداخله گربا دولت خاموش که دررًس قراردارد افغانستان را پارچه پارچه نموده و به پرتگاه نابودی سوق خواهندداد . چنانچه که درشهرمزارشریف جا دۀ ابومسلم خراسانی را بنامهای تعداد ازایرانی های که دردوره حکومت طالبان بنام جــا سوس دستگیرو به قتل رسیده اند مسمی کنند. که این خود خیانت بزرگ  ملی برای این وطن ومردم این سرزمین است که خاینین این مملکت با آغازچنین مسایل و د ســت درازی های غرض آلود تعداد ازافراد را تحت تاثیرآورده وازاین وضع استفاده کنند
افغانستان که خود بزرگ مردانی رادرطول تاریخ دردامان خویش پــروریده ودراوج افتخارات رسیده اند که امروز دنیا بنام شان افتخار وازآثار بجا ما ندۀ شان تاکنـون استفاده میبرند ، ضرورتی نیست تا جاده های این کشوربنام بیگانه گان مسمی شود.

No comments: