نم نم رویا
یک شفقداغی به رنگ چشمهایت در نگاهم بیقراری می کند
زرد وسرخِ شعله ی چشم سیاهت درتن من گلنگاری می کند
در حـریر ابر زریِنی برروی شــانه ی باغ ســـحرگاه بـهار
قاب تصــویر خـیالت جلوه ی چـشم مرا آیـینه کاری می کند
بعد تاریک تـگرگی که ظـریف گل انــدام مرا می فرســود
سرنوشت زندگی میبارد و پاییزِ مرا عطر بهاری می کند
ســایه ی قد زنی را که تمامیت رویای غزلــها شـده است
یک ســتاره درتن داغ زمین ِمهــربانی آبیــاری می کند
مثل باران تموزی، عطر گیسوی بلند بید مجنون چمن
شــیشه وقامـت دیوار مرا نازِ پرو بال قـنــاری می کند
مریم باغ، لطف شهنامه، صمیمانه ی حافظ، نوربلخیی سحر
باز در خانه ی من زمزمه می بارد ومه نقره نگاری می کند
رویایی
نوشتم از تو برروی گلبرگ آرزو ها، جانم
لطافت شرقی یی بهار نگاه و رویا، جانم
نوشتم ازتوصداقت رودو خلوت یک دیدار
ستاره بار شبان مشرق به چشم دریا، جانم؛
تویی هوای خیال شاعر، زمزمه ی زیبایی
تویی شکوه شبان مشرق، چراغ فردا، جانم
تویی بهشت و لطیف دیدار،غزلسرای باران
سخاوت عطر خاک و شعرخدای گلها، جانم
16.جنوری 2012
16.جنوری 2012
علاقه مندان اشعارنادیه جان فضل به
آدرس زیرمی توانند ، مراجعه فرمایند.
آدرس زیرمی توانند ، مراجعه فرمایند.
http://nadiafasel.blogspot.com/

No comments:
Post a Comment