آوای زنان افغانستان

آوای زنان افغانستان

Thursday, November 17, 2011

                                         

بیانیه مشترک کمپاین 50% زنان افغانستان و کمیته مشارکت سیاسی زنان به کنفرانس بن 2
15 نوامبر 2011
"ما هنوز هم میمیریم  و هنوز هم می‏گرییم"
زنان افغانستان رفتار و عملکرد نادرست و دوگانه دولت افغانستان و جامعه بین المللی را در قبال طالبان محکوم می کنند
از ده سال به این سو دولت افغانستان همواره از طریق رسانه های جمعی ملی و بین المللی وضعیت زنان را رو به بهبود جلوه داده و نقش آنها را در روند دموکراتیزه سازی افغانستان مهم خوانده است.  حقیقت اینست که مبارزه آزادی خواهانه و حق طلبانه زنان این سرزمین از دهه های بسیار دور آغاز گردیده، زنان افغانستان برای اسقرار و استمرار حکومت های دموکراتیک و هم سویی با این تحولات و تغییرات سازنده در جامعه هزینه های سنگین پرداخته اند. بنابران نقش زنان را در ساختار  حکومت ها، پارلمان ها و  دستگاه های عدلی و قضایی کشور در آن سال ها نباید نادیده گرفت.
در سال 2001 جامعه بین المللی با شعار آزادی زنان و تحقق دموکراسی دست به مداخله نظامی در افغانستان زد  و حکومت طالبان سقوط کرد. هر چند با توجه به کشتار ها، تلفات و خساراتی که بر افراد، به خصوص زنان و اطفال وارد شد با وجود آن روزنه ای از امید برای آینده بهتر زنان باز شد.  دهه گذشته تاریخ کشور با تمام کاستی ها، سال های پر از امید برای زنان افغانستان بود. در نخستین سال های این دهه ما شاهد تحولات مثبت در راستای اعتلا و آزادی زنان از بند اسارت، تعصب و بنیاد گرایی بودیم. این تحولات صفحه جدیدی از تاریخ را برای زنان باز کرد و با جرأت می توان گفت که حکومت نو پا با رویکرد  دموکراتیک  به خواستگاه آرمان های برابری خواهانه و عدالت جنسیتی زنان خسته از حکمروایی تحجر و زن ستیزانه  مبدل شد.
در تمام دوران مبارزه، ما زنان همواره صدای حق طلبانه خود را به گوش دولت افغانستان و جامعه جهانی  رسانیده و نگرانی های خود را از عدم مشارکت سیاسی زنان در سرنوشت جامعه، مسأله تبیعض جنسیتی، وضعیت زندگی، صحت ، آموزش و پرورش، فقدان اشتغال وسر پناه و مهاجرت های اجباری از اثر جنگ های جاری ابراز داشته ایم، ولی اندک بهایی به این خواسته ها داده نشده وصرف به پیشرفت و دستآوردهای زنانی اشاره شده که شمار آنها در مقابل کل زنان افغانستان بسیار اندک است. عدم حاکمیت قانون، روند طولانی دادرسی و وجود قوانین زن ستیز، عدم توجه جدی به وضعیت زنان و حمایت های قانونی از آنان، تقویت نهاد های غیررسمی و توجه بیشتر به جامعه مردسالار، سنگسار، قتل، قطع عضو و مثله نمودن زنان در ساحات تحت تسلط طالبان زندگی را بار دیگر برای زنان دشوار ساخته و عدم شفافیت در مذاکرات داخلی و خارجی این نگرانی را به وجود آورده  که مبادا این وضعیت وخیم تر شده و کل جامعه به دوره سیاه طالبان و جنگ های داخلی سقوط کند. مورد اخیر سنگسار مادر و دختری  در ولایت غزنی بدست طالبان که به تاریخ 19 عقرب 1390 برابر با 10 نومبر 2011 روی داد هشداری است از نوع نگاه و عملکرد گروههای مخالف دولت در مقابل زنان که مرتبا از سوی دولت افغانستان با عنوان "برادر" خطاب شده و دعوت به مذاکره می شوند. این عمل همزمان با نواختن طبل مذاکره با طالبان و حذف اسامی عده ای از متهمین به جنایات حقوق بشری از لست سیاه سازمان ملل متحد صورت گرفته، که نمونه بارز برگشت به عقب و احیای دوباره ساختار های سنتی همچون جرگه های عنعنوی است و در آن  راجع به سر نوشت زنان تصمیم گرفته می شود. اگرچه در دولت کنونی نیز طرح وتصویب قوانین زن ستیز چون قانون احوال شخصیه اهل تشیع، صدور فرمان فرار از منزل به مثابه جرم که تجاوز بر زنان را رسمیت می بخشد، همچنان ادامه دارد، اما ما  به مبارزه خود برای تقویت نهادهای دموکراتیک، پیشرفت دموکراسی و احقاق حقوق حقه زنان و برابری جنسیتی آنان ادامه خواهیم داد.
یکی از تعهدات جامعه بین المللی و دولت افغانستان در کنفرانس بن اول توجه جدی به مساله حقوق بشر و عدالت انتقالی بود که متاسفانه با فاصله گرفتن از آن روزها این مسائل نیز در حاشیه قرار گرفت، تا جایی که امروز شاهد آن هستیم، مساله عدالت انتقالی و اعاده حیثیت از قربانیان نه تنها به فراموشی سپرده شده بلکه  متهمین به نقض حقوق بشر در مناصب بالای دولتی به کار مقرر گردیده و کما فی سابق  احترام به حقوق بشر از سوی نیروهای مسلح مخالف دولت نادیده گرفته می شود باید اذعان داشت که نیروهای بین المللی نیز در حفظ و پایبندی شان به رعایت حقوق بشر اهمال می ورزند که مورد واضح و مشخص آنرا میتوان در کشته شدن غیرنظامیان  مشاهده نمود که  از سوی طالبان و  حملات نیروهای بین المللی صورت می گیرد.
ما زنان افغانستان رفتار و عملکرد نادرست و دوگانه دولت افغانستان و جامعه بین المللی را در قبال طالبان محکوم کرده و هشدار می دهیم که بیش از این  با سرنوشت ما و فرزندان ما بازی نکنید و دستآورد های مبارزات طولانی زنان را که به نسل ها بر می گردد، به تباهی نکشید.  ما به شما هشدار می دهیم که به رسمیت شناختن یک گروه ایدئولوژیک مانند طالبان  کشور و کل جامعه جهانی را تهدید می کند. این به رسمیت شناختن نه تنها آنها را تضعیف نخواهد کرد، بلکه موجب تقویت و تثبیت موقعیت گروه نامبرده در میان هواداران شان  خواهد شد.
ما با استفاده از حق قانونی انتقاد که در احکام قانون اساسی افغانستان مسجل گردیده از شما میخواهیم که:
1-     دولت افغانستان باید اطمینان دهد که گفتگو ها و مذاکره با گروه های مخالف، از جمله مخالفین مسلح، به صورت شفاف و واضح صورت  می گیرد و  و از هرگونه معامله سیاسی که ناقض حقوق بشر باشد، خود داری می شود.
2-     جامعه بین المللی باید از سیاست های دوگانه پرهیز نموده و  با  رعایت  کنوانسیون های بین المللی و تعهدات دراز مدت در راستای صلح کوشش نموده و از ایجاد جنگ و بحران های تازه در افغانستان جلوگیری نماید. 
3-     موارد متعدد سنگسار زنان در این سال ها ، هشداری است که با توجه به آن  حقوق انسانی زنان باید مبنای هر گونه مذاکره و مفاهمه با گروه های سیاسی،به ویژه طالبان قرار بگیرد .
4-     حکومت افغانستان بر اساس احکام قانون اساسی مکلف  و موظف است تا در راستای تامین امنیت سرا سری و حاکمیت قانون جدیت بیشتر به خرج دهد و از تکرار اعمال وحشتناک و ضد بشری همچون سنگسار، قتل های ناموسی و قطع اعضای بدن جلو گیری نماید.
5-     از رسمیت بخشیدن به  قوانین عرفی که مشروعیت قانون اساسی  و تعهدات بین المللی دولت افغانستان را زیر سوال برده و سبب ترویج عدالت سنتی میشود، جلوگیری گردد.
6-     با تقویت نهادهای دموکراتیک، از قدرت گرفتن نهادهای موازی با نهادهای قانونی جلوگیری شود.
7-     دولت افغانستان باید با حمایت از دستگاه قضایی کشور به فرهنگ معافیت از مجازات خاتمه داده و از ایجاد مکانیزم های حقیقت یابی و دادخواهی حمایت کند.
8-     عاملان و آمران جنایات ضد بشری باید هرچه زودتر شناسایی و مورد پیگرد قانونی قرار گیرند.
ارسالی: میم آریانا از هالند

بیانیه مشترک کمپین 50% زنان افغانستان و کمیته مشارکت سیاسی زنان افغانستان به کنفرانس بن 2
وجدان های آگاه اجازه ندهند که به نام منافع و مصالح ملی سرنوشت زنان بار دیگر بازیچه قرار گیرد!
19 سپتامبر 2011

در روزهای واپسین قبل از برگزاری لویه جرگه "عنعنوی "و کنفرانس بن 2 مردم افغانستان روزهای بسیار حساس و سرنوشت سازی را تجربه می نمایند. در این روزها مسایل بسیار مهمی وجود دارد که نمی توان آن ها را از کانون توجه به دور نگاه داشت. مسایلی که در آن سرنوشت تک تک زنان و مردان افغانستان دخیل است. مسأله ای که در محراق توجه قرار دارد همانا صلح با طالبان یا به عبارت بهتر صلح حکومت افغانستان با مخالفان مسلح است. آن چه که در این روند مشاهده می گردد، امتیازدهی بی قید و شرط به طالبان است. این بدان معنا است که حق اکثریت مردم به تعداد اندکی از ناقضین حقوق بشر بخشیده می شود. صلح عادلانه و پایدار آن خواهد بود که برای مردم عدالت را در پی داشته باشد وگرنه می توان از آن به آتش بسی موقت و گذرا تعبیر کرد. همان طور که تجربه جهانی در کشور هایی مثل افریقای جنوبی مؤید این مطلب نیز هست. صلح باید از درون مردم سرچشمه بگیرد و بتواند پایدار و عمیق در لایه های جامعه ریشه بدواند. به این ترتیب مردم افغانستان اگر مایل به بخشیدن و عفو نمودن تفنگ سالاران و جنگ جویان باشند، حق مسلم و طبیعی آنان است که ببخشند ولی هیچ گونه فشار و اجباری  از سوی حکومت و از سوی نیروهای بین المللی قادر نیست تا به مردم افغانستان بخشیدن و عفو نمودن را تحمیل نماید. افغانستان جامعه ای است با ظرفیت ها و توانمندی های صلح اما این صلح نباید در راستای بخشیدن قاتلین ملت افغانستان و مخالفین صلح به اجرا گذاشته شود.
بحث کلیدی ای که می بایست عمیقاً توجه جهانی و اهل حکومت افغانستان را به خود جلب  می کرد مسأله عدالت در گذار یا عدالت انتقالی است که در کنفرانس بن 1 روی آن تاکید صورت گرفت. اما، این روند لازم و حیاتی آگاهانه به فراموشی سپرده شده است. زنان افغانستان به خوبی واقف هستند که بدون عدالت و اعاده حیثیت برای قربانیان چهار دهه جنگ، در حقیقت این آشتی- تقسیم قدرت با مخالفان مسلح است نه صلح عادل ها و نه زمینه ای مساعد برای آشتی در کل این کشور. حکومت افغانستان وظیفه دارد، مسئوولیت تمام صدماتی را که بر پیکر این جامعه وارد شده را به دوش بگیرد. ناقضین حقوق بشر نمی توانند ولیان این کشور گردند. تمام اشکال نقض فاحش  حقوق بشر از نسل کشی گرفته تا بی عدالتی، تبعیض نسبت به زنان و اقوام، فقدان آزادی بیان و غیره در افغانستان تجربه شده است و جامعه ی بین المللی به نام جهان شمول بودن اعلامیه جهانی حقوق بشر وظیفه دارد که از این روند خطرناک جلوگیری نماید.
اگر کنفرانس بن 2 برای ایجاد صلح یک سویه تاکید نماید، این صلح چیزی را به نمایش نخواهد گذاشت مگر خستگی و ناکامی بین المللی از جنگ در افغانستان را که نتیجه آن تجربه ای ناکام و آتشی پنهان در زیر خاکستر خواهد بود که شعله ور شدن این آتش در سال های بعد دامان جهان و افغانستان را یک بار دیگر خواهد گرفت.
ما زنان افغانستان هنوز دوران سیاه طالبان را فراموش نکرده ایم
در آن دوران زن افغانستان از جغرافیای افغانستان محو گردیده بود. ما زنان ماهیت محوری زن ستیزانه تفکر طالبان را می دانیم. آگاه هستیم که بدون این محور طالبان دیگر هویت طالبانی ندارند و نمی توانند بر سر این اصل خود به مذاکره و یا موافقت با کسی برسند.
بدیهی است که در هر نوع ائتلاف با طالبان زنان افغانستان اولین کسانی خواهند بود که قربانی معامله و مصالحه خواهند گردید. فراموش نکرده ایم که ابراز انزجار زنان و مردان آگاه، یعنی افکار عمومی کشورهای جهان به خصوص کشورهای دموکراتیک بر سرنوشت رقم زده به وسیله طالبان مسأله ای بود که زمینه را برای ورود دولت های دموکراتیک به خاک افغانستان مساعد ساخت. زنان افغانستان و بهبود وضعیت آن ها یکی از عمده ترین مسایلی بود که جهان و افکار عمومی جهانی را بسیج ساخت. ما زنان افغانستان هنوز دوران سیاه طالبان را فراموش نکرده ایم.

شاید این آخرین بار باشد که شما صدای ما زنان افغانستان را به صورت جمعی می شنوید
ما زنان افغانستان به وجود آمدن حرکت های ترقی خواهانه و ایجاد فضای امن برای شرکت کردن زنان در اجتماع و به دست آوردن دستاوردهای نسبی با وجود تمام ضعف های موجود و سمبولیک بودن آن را در طول یک دهه گذشته ارج می نهیم که از آن جمله می توان به ایجاد وزارت امور زنان، نمودار بلند شرکت زنان در فعالیت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نام برد. اما در کمال تعجب از خود می پرسیم که جامعه ی جهانی و کشورهای دموکرات به خصوص کشور آلمان به عنوان تسهیل گر این آشتی چه گونه نسخه ای را برای صلح دوام دار و پایدار در این مملکت تجویز خواهند نمود که در آن زن های افغانستان  بار دیگر طعم تلخ تجربیات دهه های گذشته را نچشند.
چه گونه جامعه ی جهانی و وجدان های بیدار و آگاه می پذیرند که بار دیگر 50 درصد از جامعه یعنی زنان باز هم شرایط مشابه زمان تحجر طالبان را داشته باشند. اگر این صلح مسلحانه صورت بگیرد شاید این آخرین بار باشد که شما صدای ما زنان افغانستان را به صورت جمعی می شنوید.  ما زن های افغانستان چند نسل است که در خانه ها زندانی شده ایم. دختران و پسران آگاه ما خواسته هایی شبیه فرزندان شما دارند. آن ها نیز می خواهند که به مکتب و دانشگاه بروند. می خواهند دست رسی به رسانه های باکیفیت داشته باشند. جوان های ما می خواهند که همسر آینده ی خود را بعد از سن قانونی خود انتخاب نمایند و آرزو دارند به تفریح و ورزش سالم دست رسی داشته باشند و کشور خود را بدون زخمی بر بدن و هراس از ماهیت وجود خود در قالب نژاد، زبان و سمت و اندیشه خود بسازند.
ما زنان آگاه همراه با مردان خوش فکر و مترقی کشورمان چشم امید به سوی شما داریم و به افکار عمومی جهان باور داریم و امیدواریم وجدان های آگاه شما هرگز اجازه نخواهد داد که به نام منافع و مصالح ملی سرنوشت زنان بار دیگر بازیچه قرار گیرد.
کمپاین 50% زنان افغانستان و کمیته مشارکت سیاسی زنان
http://voiceofwomenafg.blogspot.com/               آوای زنان افغان
ارسالی : میم اریانا از کشور هالند